دوست داشتنی های من







مهر 1397
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        




جستجو




محتواها


پدر واقعی ما ...

  بی خوابی زده به سرم

برا همین یه سراغ بازی کامپیوتری رفتم بلکه ذهنم خسته شه ولی نشد برا همین تصمیم گرفتم مطالعه کنم

چون همه کتاب شب های بی قراری نخوندم و هر از گاهی یه تیتری که به دلم بشینه رو می خونم رفتم سراغ فهرست،

یه تیتر جذبم کرد «پدر واقعی ما» مطب چند خطی صفحه ۵۲ کتاب ولی قابل تامل و دلیلی برای فکر کردن

قبلا هم توی روایات دیده بودم پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله، خودشون و امام علی علیه السلام رو به عنوان پدر امت معرفی کردن

 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند:

«هر کس عاقّ والدینش شود، لعنت خدا بر او باد! بدانید که من و علی پدران این امّت هستیم. هر کس عاقّ ما شود، لعنت خدا بر او باد!»

محمّد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 16، ص 95، باب 6؛ عیون اخبار الرّضا علیه السلام، ج 2، ص 86.

روی این حساب ما آدما علاوه بر پدر بیولوژیک مون پدر معنوی هم داریم و بنابراین همون جور که پدر بیولوژیک می تونه بچه ش عاق کنه پدر معنوی هم می تونه

بنا به این روایت و روایتی که در کتاب شب های بی قراری از امام رضا علیه السلام که فرموده اند: «امام آن پدر مهربان و دلسوز تو است …» کافی ج ۱ ص ۱۹۸  اومده، پیامبر و ائمه علیهم سلام پدران معنوی ما هستند. امام عصر عج الله به عنوان امام زمان ما، پدر معنوی ما هم هست و وای به روزی که به خاطر اعمالمون توسط ایشون عاق بشیم.

در ادامه کتاب عاق رو توضیح داده:

 

«عقوق به معنای ایذا و اذیت و آزار دادن هست.»

 

اینجا سوال مهمی پیش میاد آیا کاری کردیم که پدر مهربان معنویمون اذیت شده باشن و از ما رنجیده خاطر شده باشن؟

اگه درست فکر کنیم خیلی ها مون مواردی رو در زندگی روز مره مون پیدا خواهیم کرد که مورد رضایتشون نیست و از مواردی هست که ما رو از اون نهی کردن.

جایی خوندم نامه اعمال ما رو در مواقع معینی به امام عرضه می کن.

با این بحث پدر معنوی یاد پدری می افتم که مثلا میره مدرسه بچه اش پرونده بچه رو میذارن جلوش و یکی یکی خرابکاریا و شیطنتا و خطاهای بچه ش رو می شمرن. چه حالی میشه اون پدر؟1

ولی باباها نسبت به بچه هاشون مهربونن، خیلی زود و با هر خطایی بچه شونو عاق نمی کنن. خدا اون روز نیاره! غالبا وقتی کارد به استخوان می رسه یا خطاها خیلی بزرگ میشن، حرف از عاق پیش میاد.

خود ائمه علیهم السلام امر فرمودند حتی اگه گنه کار هم بودیم ازشون رو برنگردونیم.

شاید این روایت شنیده باشین:

«جوان مسلمان و شیعه ای در زمان امام صادق علیه السلام شراب خورده بود و با همین وضعیت در کوچه ای راه می رفت. امام صادق علیه السلام را در کوچه دید خیلی خجالت کشید . خواست فرار کند و برگردد دید کوچه بن بست است. روی خود را به طرف دیوار کرد و سر خود را پایین انداخت. فکر کرد اگر این کار را بکند امام او را نمی بیند . امام صادق علیه السلام از کنار او رد شدند و دستی بر شانه ی او زده و گفتند اگر گناه هم کردید از ما روی بر نگردانید.»


در آیه ی 159 سوره ی آل عمران خدا به پیغمبر می فرماید: ای رسول ما این مردم نافرمانی کردند. یا حرف تو را بر روی زمین گذاشتند یا حرف من خدا را که هردوی آن نیز از یک جنس است. من واسطه می شوم که تو از آنها بگذری و آنها را ببخشی ، تو هم واسطه بشو من آنهارا می بخشم .» منبع

 

و سوال مهم تر آیا کاری کردیم که ممکن عاق شده باشیم؟

عاق والدین خیلی تاثیرات منفی توی زندگی مادی و معنوی فرد داره، مثل دور شدن از رحمت الهی و  مورد غضب خدا قرار گرفتن، محرومیت از بهشت، قبول نشدن نماز، عدم استجابت دعا و ذلیل شدن و کم شدن مال و …

 

حالا که نمی دوینم با اعمالمون باعث شدیم عاق بشیم یا نه و می دونیم احتمالش هم هس و از طرفی هم امید به مهربونی و دلسوزی پدر داریم مثل مواقعی که پدر یا مادر یا عزیزی از مون دلگیره روزهای خاص و مورد احترام انتخاب می کنیم و برای عذر خواهی می ریم تا به حرمت اون روز یا شب ببخشیده بشیم. الان هم یک شب خیلی مهم پیش رومونه، شب قدر شب بیست و سوم، رمضان شاید مناسب ترین زمان  باشه تا از پدر معنوی مون عذر خواهی کنیم و امیدوار باشیم به حرمت این شب بسیار مهم که تقدیرها رقم می خوره علاوه بر اینکه از خطاهامون بگذرن، بینما و حضرت حق واسطه بشن تا خدای متعال هم از ما بگذره و بهترین ها رو برای سال بعدمون مشخص کنه. ان شاء الله

 

 

 

 

موضوعات: حدیث, دوس داشتنی, سبک زندگی, امام علی النقی علیه السلام, اهل بیت علیهم السلام, رمضان, کتاب, امام زمان عج الله, اخلاق, محمد مصطفی صلی الله علیه و آله  لینک ثابت
[سه شنبه 1395-04-08] [ 04:28:00 ق.ظ ]

مظلوم پیروز ...


بیانات رهبر انقلاب را درباره‌ی حیات نورانی امام علی النقی علیه‌السلام سی‌ام مردادماه سال ۱۳۸۳ و پس از مراسم روضه‌خوانی به مناسبت شهادت این امام همام

 

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم



بالاخره در نبرد بین امام هادی (علیه‌السّلام) و خلفایی که در زمان ایشان بودند، آن کس که ظاهراً و باطناً پیروز شد، حضرت هادی (علیه‌السّلام) بود؛ این باید در همه‌ی بیانات و اظهارات ما مورد نظر باشد.

در زمان امامت آن بزرگوار شش خلیفه، یکی پس از دیگری، آمدند و به درک واصل شدند. آخرین نفر آنها، «معتز» بود که حضرت را شهید کرد و خودش هم به فاصله‌ی کوتاهی مُرد. این خلفا غالباً با ذلت مردند؛ یکی به‌دست پسرش کشته شد، دیگری به دست برادرزاده‌اش و به همین ترتیب بنی عباس تارومار شدند؛ به عکسِ شیعه. شیعه در دوران حضرت هادی و حضرت عسگری (علیهم االسّلام) و در آن شدت عمل روز به‌ روز وسعت پیدا کرد؛ قویتر شد.

حضرت هادی (علیه‌السّلام) چهل و دو سال عمر کردند که بیست سالش را در سامرا بودند؛ آنجا مزرعه داشتند و در آن شهر کار و زندگی می کردند. سامرا در واقع مثل یک پادگان بود و آن را معتصم ساخت تا غلامان ترکِ نزدیک به خود را - با ترک های خودمان؛ ترک های آذربایجان و سایر نقاط اشتباه نشود - که از ترکستان و سمرقند و از همین منطقه‌ی مغولستان و آسیای شرقی آورده بود، در سامرا نگه دارد. این عده چون تازه اسلام آورده بودند، ائمه و مؤمنان را نمی شناختند و از اسلام سر در نمی آوردند. به همین دلیل، مزاحم مردم می شدند و با عرب ها - مردم بغداد - اختلاف پیدا کردند. در همین شهر سامرا عده‌ی قابل توجهی از بزرگان شیعه در زمان امام هادی (علیه‌السّلام) جمع شدند و حضرت توانست آنها را اداره کند و به وسیله‌ی آنها پیام امامت را به سرتاسر دنیای اسلام - با نامه‌نگاری و… - برساند. این شبکه‌های شیعه در قم، خراسان، ری، مدینه، یمن و در مناطق دوردست و در همه‌ی اقطار دنیا را همین عده توانستند رواج بدهند و روز به‌ روز تعداد افرادی را که مؤمن به این مکتب هستند، زیادتر کنند. امام هادی همه‌ی این کارها را در زیر برق شمشیر تیز و خونریز همان شش خلیفه و علی‌رغم آنها انجام داده است. حدیث معروفی درباره‌ی وفات حضرت هادی (علیه‌السّلام) هست که از عبارت آن معلوم می شود که عده‌ی قابل توجهی از شیعیان در سامرا جمع شده بودند؛ بگونه‌ای که دستگاه خلافت هم آنها را نمی شناخت؛ چون اگر می شناخت، همه‌شان را تارومار میکرد؛ اما این عده چون شبکه‌ی قویای به‌وجود آورده بودند، دستگاه خلافت نمی توانست به آنها دسترسی پیدا کند.

یک روزِ مجاهدت این بزرگوارها - ائمه (علیهم‌السّلام) - به قدر سال ها اثر میگذاشت؛ یک روز از زندگی مبارک اینها مثل جماعتی که سال ها کار کنند، در جامعه اثر می گذاشت. این بزرگواران دین را همینطور حفظ کردند، والّا دینی که در رأسش متوکل و معتز و معتصم و مأمون باشد و علمایش اشخاصی باشند مثل یحیی بن‌ اکثم که با آنکه عالم دستگاه بودند، خودشان از فساق و فجار درجه یکِ علنی بودند، اصلاً نباید بماند؛ باید همان روزها بهکل کلکِ آن کنده میشد؛ تمام میشد. این مجاهدت و تلاش ائمه (علیهم‌السّلام) نه فقط تشیع بلکه قرآن، اسلام و معارف دینی را حفظ کرد؛ این است خاصیت بندگان خالص و مخلص و اولیای خدا. اگر اسلام انسان های کمربسته نداشت، نمی توانست بعد از هزار و دویست، سیصد سال تازه زنده شود و بیداری اسلامی به‌وجود بیاید؛ باید یواش یواش از بین می رفت. اگر اسلام کسانی را نداشت که بعد از پیغمبر این معارف عظیم را در ذهن تاریخ بشری و در تاریخ اسلامی نهادینه کنند، باید از بین می رفت؛ تمام میشد و اصلاً هیچ چیزش نمی‌ماند؛ اگر هم می ماند، از معارف چیزی باقی نمی‌ماند؛ مثل مسیحیت و یهودیتی که حالا از معارف اصلیشان تقریباً هیچ‌چیز باقی نمانده است. این‌که قرآن سالم بماند، حدیث نبوی بماند، این همه احکام و معارف بماند و معارف اسلامی بعد از هزار سال بتواند در رأس معارف بشری خودش را نشان دهد، کار طبیعی نبود؛ کار غیرطبیعی بود که با مجاهدت انجام گرفت. البته در راه این کار بزرگ، کتک‌خوردن، زندان‌رفتن و کشته‌شدن هم هست، که اینها برای این بزرگوارها چیزی نبود.

ائمه‌ی ما در طول این دویست‌وپنجاه سال امامت - از روز رحلت نبی مکرم اسلام (صلّی اللَه‌علیه‌ وآله) تا روز وفات حضرت عسکری، دویست‌وپنجاه سال است - خیلی زجر کشیدند، کشته شدند، مظلوم واقع شدند و جا هم دارد برایشان گریه کنیم؛ مظلومیت‌شان دلها و عواطف را به خود متوجه کرده است؛ اما این مظلوم ها غلبه کردند؛ هم مقطعی غلبه کردند، هم در مجموع و در طول زمان.

والسّلام علیکم و رحمةالله برکاته

موضوعات: دوس داشتنی, بیانات مقام معظم رهبری, امام علی النقی علیه السلام  لینک ثابت
[چهارشنبه 1394-02-02] [ 10:37:00 ق.ظ ]


 
 

 
 
ساخت وبلاگ در کوثربلاگ