دوست داشتنی های من







مرداد 1397
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    




جستجو




محتواها


منظور از احتمال ضرر یا خوف ضرر چیست؟ چه نوع احتمال یا خوفی مد نظر است؟ ...

حکم روزه با احتمال یا خوف ضرر

 

منظور از احتمال ضرر یا خوف ضرر چیست؟ چه نوع احتمال یا خوفی مد نظر است؟
بنا به آنچه از در متن فتاوا و استفتائات مراجع عظام است اگر منشاء خوف ضرر یا احتمال ضرر، عقلایی باشد و یا عرف اینگونه احتمال یا ضرر را صحیح بداند (به نظرم میشه همون عقلایی) می توان براساس آن روزه نگرفت یا روزه را افطار کرد.

نظر مراجع توضیح المسائل سیزده مرجع:
1. امام خمینی: اگر احتمال بدهد روزه ضرر دارد و از این احتمال ترس به وجود آید و احتمال از نظر عرف صحیح باشد روزه صحیح نیست. مگر به قصد قربت گرفته باشد و بعدا معلوم شود ضرر ندارد.
2. مقام معظم رهبری:کسی خوف ضرر داشته باشد باید روزه را ترک کند و اگر روزه بگیرد صحیح نیست بلکه حرام است، خواه این خوف از تجربه‌ی شخصی حاصل شده باشد یا از گفته‌ی پزشک امین یا از منشأ عقلایی دیگر. ( فتاوای رهبری در رسال سیزده مرجع نیامده (این مطلب برگرفته از رساله آموزشی است)
2. آیت الله اراکی: اگر احتمال بدهد روزه ضرر دارد و از این احتمال ترس به وجود آید نباید روزه بگیرد و اگر روزه بگیرد صحیح نیست.
3. آیات عظام خوئی، گلپایگانی، تبریزی، صافی، نوری: اگر انسان احتمال بدهد که روزه برایش ضرر دارد و از آن احتمال، ترس برای او پیدا شود چنانچه احتمال او در نظر مردم به جا باشد، نباید روزه بگیرد و اگر روزه بگیرد صحیح نیست
4. آیت الله مکارم: اگر یقین ندارد امّا احتمال قابل توجهی می دهد که روزه برای او ضرر دارد، خواه این احتمال از تجربه شخصی حاصل شده باشد یا از گفته طبیب اگر روزه بگیرد صحیح نیست
5. آیت الله زنجانی: کسی که می ترسد روزه برایش ضرر داشته باشد چنانچه روزه بگیرد، روزه اش صحیح نیست، مگر به جهتی مثلًا جهل با قصد قربت روزه بگیرد، و بعد بفهمد که ضرر نداشته است.
6.. آیت الله سیتانی: اگر انسان یقین یا اطمینان داشته باشد که روزه برایش ضرر قابل توجهی دارد یا آن را احتمال بدهد، و از آن احتمال، ترسی برای او پیدا شود، چنانچه احتمال او در نظر عقلا به جا باشد، واجب نیست روزه بگیرد، بلکه اگر آن ضرر موجب هلاکت یا نقص شود روزه حرام است و در غیر این صورت اگر رجاءً روزه بگیرد و بعد معلوم شود ضرر قابل توجهی نداشته روزه اش صحیح است.

متن کتاب سیزده مرجع

مسأله 1744 اگر انسان احتمال بدهد که روزه برایش ضرر دارد و از آن احتمال، ترس برای او پیدا شود (1) چنانچه احتمال او در نظر مردم به جا باشد، نباید روزه بگیرد و اگر روزه بگیرد صحیح نیست (2) مگر آن که به قصد قربت گرفته باشد و بعد معلوم شود ضرر نداشته.

این مسأله در رساله آیت اللّه بهجت نیست (1) (اراکی:) نباید روزه بگیرد و اگر روزه بگیرد صحیح نیست.

(2) (خوئی، گلپایگانی، تبریزی، صافی، نوری:) بقیه مسأله ذکر نشده.

(مکارم:) رجوع کنید به ذیل مسأله 1743.

(زنجانی:) مسأله کسی که می ترسد روزه برایش ضرر داشته باشد چنانچه روزه بگیرد، روزه اش صحیح نیست، مگر به جهتی مثلًا جهل با قصد قربت روزه بگیرد، و بعد بفهمد که ضرر نداشته است.

(سیستانی:) مسأله اگر انسان یقین یا اطمینان داشته باشد که روزه برایش ضرر قابل توجهی دارد یا آن را احتمال بدهد، و از آن احتمال، ترسی برای او پیدا شود، چنانچه احتمال او در نظر عقلا به جا باشد، واجب نیست روزه بگیرد، بلکه اگر آن ضرر موجب هلاکت یا نقص شود روزه حرام است و در غیر این صورت اگر رجاءً روزه بگیرد و بعد معلوم شود ضرر قابل توجهی نداشته روزه اش صحیح است.

رساله آموزشی

کسی که می‌داند روزه برای او ضرر دارد یا خوف ضرر داشته باشد باید روزه را ترک کند و اگر روزه بگیرد صحیح نیست بلکه حرام است، خواه این یقین و خوف از تجربه‌ی شخصی حاصل شده باشد یا از گفته‌ی پزشک امین یا از منشأ عقلایی دیگر.

ملاک تأثیر روزه در ایجاد بیماری یا تشدید آن و عدم قدرت بر روزه گرفتن، تشخیص خود روزه‌دار نسبت به خودش است، بنابراین اگر پزشک بگوید روزه ضرر دارد، اما او با تجربه دریافته است که ضرر ندارد باید روزه بگیرد، همچنین اگر پزشک بگوید روزه ضرر ندارد ولی او بداند روزه برایش ضرر دارد یا خوف ضرر داشته باشد نباید روزه بگیرد.
هرگاه عقیده‌اش این بود که روزه برای او ضرر ندارد و روزه گرفت و بعد فهمید روزه برای او ضرر داشته باید قضای آن را به جا آورد.
پزشکانی که بیماران را از روزه گرفتن به دلیل ضرر داشتن منع می‌کنند گفته‌ی ایشان در صورتی معتبر است که اطمینان آور باشد یا باعث خوف ضرر شود و در غیر این صورت اعتباری ندارد.

استفتائات رهبری

س 735: اگر فردی به خاطر عذری قوی، پنجاه در صد احتمال دهد که روزه بر او واجب نیست و به همین دلیل روزه نگیرد، ولی بعداً معلوم شود که روزه بر او واجب بوده، از جهت قضا و کفاره چه حکمی دارد؟

ج: اگر افطار عمدی روزه ماه مبارک رمضان به مجرد احتمال عدم وجوب روزه بر وی باشد، در فرض سؤال علاوه بر قضا، کفاره هم بر او واجب است. اما اگر افطار به علت ترس از ضرر باشد و ترس هم منشأ عقلائی داشته باشد، کفاره واجب نیست، ولی قضا بر او واجب است.


موضوعات: دوس داشتنی, سبک زندگی, رمضان, احکام, معرفی کتاب  لینک ثابت
[پنجشنبه 1397-02-27] [ 02:49:00 ب.ظ ]

حکم تعدد وطن ...

حکم تعدد وطن

 

حکم تعدد وطن از رساله سیزده مرجع

1. امام خمینی ره: بیش دو وطن اشکال دارد.
2. آیات عظام: خوئی، گلپایگانی، تبریزی، سیستانی، بهجت، صافی: بیشتر از دو محل را برای زندگی انتخاب کند وطن محسوب می شود.
3. آیت الله نوری: تا سه و چهار تا محل را برای زندگی انتخاب کند وطن محسوب می شود.
4. آیت الله فاضل: در بیش از دو وطن بنا بر احتیاط واجب باید نماز را هم شکسته بخواند و هم تمام.
5. آیت الله: اراکی:انتخاب بیشتر از دو وطن اشکال ندارد
6. آیت الله مکارم: امکان انتخاب تا سه وطن وجود دارد.
7. آیت الله زنجانی : بیش از دو وطن امکان نداد

مسأله 1332 کسی که در دو محل زندگی می کند، مثلًا شش ماه در شهری و شش ماه در شهر دیگر می ماند، هر دو وطن اوست (1). و اگر بیشتر از دو محل را برای زندگی خود اختیار کرده باشد (2)، اشکال دارد (3) و باید احتیاط مراعات شود.

(1) (خوئی، گلپایگانی، تبریزی، سیستانی، بهجت، صافی، نوری:) و نیز اگر بیشتر از دو محل را برای زندگی خود اختیار کرده باشد، (نوری: تا سه و چهار تا) همه آنها وطن او حساب می شود. (بهجت: و زن، در صورتی که زندگیش در این گونه وطن به همراه شوهرش است، در مسأله وطن، تابع شوهر خواهد بود. و در صورتی که فاصله بین دو وطن، به اندازه مسافت شرعی باشد، نمازش در آن فاصله شکسته است و در غیر این صورت، نمازش تمام است.)

(2) (فاضل:) بنا بر احتیاط واجب باید نماز را هم شکسته بخواند و هم تمام.

(3) (اراکی:) اشکال ندارد.

(مکارم:) مسأله ممکن است کسی در دو محل ّ زندگی کند، مثلًا شش ماه در شهری و شش ماه دیگر در شهر دیگر؛ هر دو وطن او محسوب می شود و حتّی ممکن است انسان دارای سه وطن باشد.

(زنجانی:) مسأله کسی که در دو محل زندگی می کند چنانچه در هر یک تقریباً شش ماه از سال را زندگی می کند، هر دو وطن او محسوب می شود، ولی اگر در یکی از آن دو کمتر از شش ماه بماند آنجا وطن وی به حساب نمی آید؛ بنا بر این انسان تنها می تواند دو وطن داشته باشد و بیشتر از دو وطن امکان ندارد.

نظر مقام معظم رهبری برگرفته از استفاتائات سایت لیدر

داشتن دو وطن اتخاذی (جدید) اشکال ندارد ولی اگر خواست سه وطن اتخاذ کند که در هر یک در طول سال چهار ماه زندگی کند منوط به صدق عرفی وطن است وگرنه وطن سوم اشکال دارد.

 

موضوعات: دوس داشتنی, رمضان, احکام  لینک ثابت
 [ 01:00:00 ب.ظ ]

احکام سفر شغلی و وطن (نظر مقام معظم رهبری) ...

رمضان

ماه مبارک رمضان که شروع میشه سوالات احکامی هم زیاد میشن
یکی از موضوعات پر سوال بحث وطن و سفره شغلی است

در pdf ذیل استفتائات رهبری در این دو موضوع آمده است


1526542933_.pdf

موضوعات: دوس داشتنی, رمضان, احکام  لینک ثابت
 [ 12:12:00 ب.ظ ]

آیا جمله‌ی «من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق» حدیث است؟ ...

من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق

 

پاسخ اجمالی

سخن معروفی وجود دارد با این عنوان: «من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق». الفاظ این گفتار به این‌گونه در روایات نیامده و نمی‌توان آن‌را حدیث دانست. اما محتوا و مضمون آن در روایات آمده است؛ مانند این‌که امام رضا(ع) می‌فرماید: «کسی که نعمت دهنده از مخلوقات را شکرگزار نباشد، شکرگزار خداوند نیز نخواهد بود».

همچنین محتوای این سخن معروف را می‌توان توسط عقل نیز ثابت کرد که در علم کلام به آن «وجوب شکر مُنعم» می‌گویند.


پاسخ تفصیلی

سخن معروفی وجود دارد با این عنوان: «من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق».[1] عده‌ای از این گفتار به عنوان یک حدیث یاد می‌کنند. اما علاوه بر بحث روایی، باید به این نکته نیز توجه داشت که این محتوا، پشتوانه‌ی عقلی دارد.

بنابر جست‌وجویی که در کتاب‌های حدیثی انجام شد، این محتوا با این الفاظ در منابع، یافت نشد، بلکه روایات دیگری وجود دارد که بر همین مضمون دلالت دارند که در ادامه خواهد آمد.

این گفتار؛ از مواردی است که عقل نیز بر آن دلالت کرده و می‌توان به عنوان یک مطلب عقلانی نیز به آن استناد کرد. به این بیان که عقل می‌گوید باید نسبت به کسی که در حق انسان خوبی کرده شکرگذار بود؛ به همین جهت در علم کلام دلیلی وجود دارد که در اصطلاح بدان «وجوب شکر منعِم» می‌گویند؛ این دلیل بیان حکم عقل برای سپاس و شکر از خداوند است، اما مطمئناً در مورد خلق نیز جریان دارد و باید بدان پایبند بود. حال اگر کسی به این دلیل در مورد خلق پایبند نبود، تعهدی وجود ندارد که در مورد خداوند شکرگزار باشد و نعمت‌هایی که خداوند به او داده، اندکی را به ‌وسیله شکرگزاری جبران کند. بنابر این، اصل گفتار مورد بحث را می‌توان عقلی دانست و به عنوان یک بیان عقلی از آن یاد کرد. در روایات نیز این مطلب بیان و بر آن تأکید شده است، البته نه با این گفتار معروف و رایج، بلکه با عبارات دیگر که برخی کوتاه و برخی مفصل هستند و در ذیل برخی از این روایات بیان می‌شود:

1. نزدیک‌ترین و بهترین روایتی که بر گفتار مورد بحث دلالت دارد، این است:

امام رضا(ع) فرمود: «مَنْ لَمْ یَشْکُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ لَمْ یَشْکُرِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَل‏»؛[2] کسی که نعمت دهنده از مخلوقات را شکرگزار نباشد، شکرگزار خداوند نیز نخواهد بود». این روایت به صراحت بر مطلب مورد نظر دلالت دارد.

2. امام صادق(ع) فرمود: «در تورات نوشته شده: سپاس کن آن‌را که بر تو نعمت داده و نعمت بده آن‌را که از تو سپاس‌گزار است، با سپاس کردن نعمت‌ها پایان نمى‏پذیرد، اما کفران، نعمت‌ها را باقى نمى‏گذارد، شکر و سپاس باعث زیادى نعمت‌ها و ایمنى از دگرگونى‏ها شود».[3]

3. امام سجاد(ع)‌ فرمود: «خدا هر دل غمگینى را دوست دارد، و هر بنده‌ی سپاس‌گزارى را دوست دارد، روز قیامت خداى تبارک و تعالى به یکى از بندگانش می‌فرماید از فلانى سپاس‌گزارى کردى؟ عرض می‌کند: پروردگارا! من تو را سپاس گفتم، خداى تعالى فرماید: چون از او سپاس‌گزارى ننمودى، مرا هم سپاس نگفته‌اى، سپس امام فرمود: شکرگزارترین شما خدا را کسى است که از مردم بیشتر شکرگزارى کند».[4]

این روایت سوم به ‌صورت ضمنی بر مطلب دیگری نیز دلالت دارد که بسیار مهم است. این روایت شکرگزاری از بنده را همان شکرگزاری از خداوند می‌داند؛ یعنی ما با شکرگزاری از بنده، مقداری از شکر گزاری خداوند را به‌جا آورده‌ایم. از روایات قبل این‌طور بر می‌آید که اگر کسی شکر بنده را انجام ندهد، شکر خداوند را نیز انجام نخواهد داد، ولی این روایت بیان می‌دارد که اگر سپاس از بنده انجام نگیرد، با همان ناسپاسی از خلق، ناسپاسی از خداوند نیز صورت گرفته و شکر خداوند به‌جا آورده نشده است.

 


[1]. «کسی که شکرگذار مخلوق نباشد، شکرگذار خالق نیز نیست».

 


[2]. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا(ع)، محقق و مصحح: لاجوردی، مهدی، ج 2، ص 24، نشر جهان، تهران، چاپ اول، 1378ق.

 


[3]. شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعة، ج 15، ص 315، مؤسسه آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، 1409ق.

 


[4]. «… َأَشْکَرُکُمْ لِلَّهِ أَشْکَرُکُمْ لِلنَّاس‏»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 2، ص 99، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1407ق.

 


منبع اسلام کوئست

 

در ادامه این مطلب هم بخونید چند تصویر زیبا در مورد «من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق»

موضوعات: حدیث, دوس داشتنی, سبک زندگی, نمامتن, معرفی کتاب  لینک ثابت
[یکشنبه 1397-02-23] [ 08:03:00 ب.ظ ]

کتابی که مقام معظم رهبری در نمایشگاه کتاب خاطره دیدارشون با مترجم کتاب نقل کردن و فرمودن کتاب خوبیه ...

کتابی که امروز مقام معظم رهبری در نمایشگاه کتاب خاطره دیدارشون با مترجم کتاب نقل کردن و فرمودن کتاب خوبیه
خانواده تیبو
نویسنده : روژه مارتن دوگار
برگرداننده: ابوالحسن نجفی
رمان بلندی است که توسط روژه مارتن دوگار، (1958–1881) نویسنده فرانسوی و برنده جایزه نوبل ادبیات نوشته شده‌است. این رمان از سویی به بررسی وقایع اروپا در سالهای ابتدایی قرن بیستم و سالهای جنگ اول جهانی می‌پردازد و از سویی دیگر همگام با آن شرح وقایع خانواده ثروتمند و فرهیخته فرانسوی یعنی خانواده تیبو را توصیف می‌کند. فرزند کوچک این خانواده، ژاک تیبو با روح سرکش و رام نشدنی اش سرنوشت خود را در دنیای پیرامونش می‌جوید و خانواده را ترک می‌گوید. او در تعامل با اندیشه‌های سوسیالیستی اش به تضاد با خوشبختی و زندگی ایده‌آل در کنار کسی که دوستش دارد می‌رسد.

عده‌ای از هواخواهان رمان نویسی کلاسیک این رمان را بزرگترین رمان قرن بیستم می‌دانند.

در جریان بازدید رهبر انقلاب، سیدعلی خامنه ای، از سی و یکمین نمایشگاه کتاب تهران، حاشیه ای مرتبط با این رمان رخ داد، که به نقل از سایت khamenei.ir، به شرح زیر است:

“آقا رسیدند غرفه‌ی انتشارات نیلوفر، مثل همه جا خوش و بش کردند و از تازه‌ها سوال کردند. کتابی نظرشان را جلب کرد و پرسیدند این همان چهارجلدی قدیمی است؟ و جواب گرفتند بله. پرسیدند مترجمش چه کسی بود؟ گفتند ابوالحسن نجفی.

آقا گفت: آها ابوالحسن نجفی… بگذارید یک ماجرایی را تعریف کنم. سالها قبل ابوالحسن نجفی با آقای مرحوم حبیبی و چند نفر دیگر از بزرگان ادبیات آمدند پیش ما. من پرسیدم «شما مترجم “خانواده تیبو” هستید؟» آقای نجفی از اینکه من اسم این رمان را بلدم تعجب کردند. بعد که نشستیم من از رمان تعریف کردم و نقدی هم به ترجمه ایشان گفتم. آقای نجفی با تعجب بیشتر پرسید: «شما واقعا هر چهار جلد را خوانده‌اید؟ من اصلا فکرش را نمیکردم شما حتی اسمش را شنیده باشید!»

آقا با خنده ادامه داد: گفتم حالا خوانده بودم دیگر… خدا آقای ابوالحسن نجفی را بیامرزد. کتاب خانواده‌ی تیبو رمان خیلی خوبی بود که متاسفانه در حد قدرش معروف نشد.

خانواده تیبو رمان بلندی است که توسط روژه مارتن دوگار نویسنده فرانسوی و برنده جایزه نوبل ادبیات نوشته شده‌است. این رمان از سویی به بررسی وقایع اروپا در سالهای ابتدایی قرن بیستم و سالهای جنگ اول جهانی می‌پردازد و از سویی دیگر همگام با آن شرح وقایع خانواده ثروتمند و فرهیخته فرانسوی یعنی خانواده تیبو را توصیف می‌کند.”

درباره کتاب
این رمان به صورت هشت کتاب منتشر شد که عناوین آنها به شرح زیر است:

دفترچه خاکستری
ندامتگاه
فصل گرم
طبابت
سورلینا
مرگ پدر
تابستان 1914
سرانجام
این کتاب در ایران توسط انتشارات نیلوفر منتشر شده و به چاپ چهارم رسیده‌است. ترجمه کتاب توسط ابوالحسن نجفی انجام شده و به صورت چهار مجلد ارائه شده‌است. بسیاری این ترجمه را گوهری در زبان فارسی می‌دانند. تصویرسازی‌های کتاب توسط قباد شیوا انجام شده‌است و موخره‌ای به قلم آلبر کامو به ترجمه منوچهر بدیعی در انتهای کتاب آورده شده‌است.

1526057181894d02a5a8cc3d32e11154c244a48710.jpeg

موضوعات: دوس داشتنی, بیانات مقام معظم رهبری, کتاب, معرفی کتاب  لینک ثابت
 [ 12:32:00 ب.ظ ]


 
 

 
 
20 روش آسان حفظ قرآن