دوست داشتنی های من







آبان 1398
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  




جستجو




محتواها


 << < آبان 1398 > >>
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  



موتور جستجوی امین


جستجو


چند همسری ...

نزدیک انتخاباتکه میشه سعی در تخریب چهره مذهبی ها و اصول گرایان در دستور کار قرار می گیره
چند روزی پس از انتشار پوستر « دوره مهارت های ارتباطی چند همسری» هجمه و توهین به دین اسلام، احکام و قوانین اسلام و مذهبی ها و اصول گرایان شروع شده

چند همسری
اول. چرا هیچ کس بررسی نکرده این واقعیت داره یا نه؟ اگر واقعیت داره چه کسی مجوز برگذاری این همایش داده؟ برگذار کننده این دوره کیه؟ واقعا اصول گرا هستش؟

دوم. چه کسی گفته مذهبی ها و اصول گرا مساوی هم هستند؟ یا حتی اسلام مساوی با اصول گرایی (جهت گیری سیاسی موجود در جامعه) است؟ وقتی چیزی منتسب به اصول گرایان باشه مجوز صادر میشه  که به اسلام  وقوانین اون توهین بشه؟

سوم. و مهم تر نظر بزرگان مذهبی و دینی کشور در این خصوص چیه؟ چرا در جامعه ما افراد بدون اگاهی نظر میدن؟

در آخر نظر مقام معظم رهبری در مورد چند همسری


به گزارش گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان، چندی پیش فتوایی منتسب به رهبری در کانال‌ها منتشرشده بود که مدعی بود حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تعدد زوجات را در شرایط فعلی جامعه مستحب می‌دانند.

شنیده شده اخیرا در جمعی با حضور رهبری، یکی از حضار از ایشان درباره صحت این فتوا سوال می‌پرسد.

آیت‌الله خامنه‌ای با شنیدن این مطلب برافروخته شده‌اند و متعجب گفته‌اند که اصلا بنده همچین فتوایی ندارم و اصلا همچین چیزی را قبول ندارم؛ چه کسی این را گفته است؟ آقایان حتی به شوخی هم نباید درباره تعدد زوجات حرف بزنند، که باعث دلسردی خانم‌ها می‌شود.

جالب آن‌که رهبر انقلاب این نظر را در محل‌ کارشان هم اجرایی کردند و هشدار داده‌اند که افراد شاغل در بیت رهبری اگر همسر دوم اختیار کنند، اخراج می‌شوند.

چند همسری

 

موضوعات: سبک زندگی, نمامتن, بیانات مقام معظم رهبری, احکام, شبهه, بیانات مقام معظم رهبری, تلنگر, اخلاق, اجتماعی, فرهنگی, فضای مجازی, خانواده, سیاسی, امام باقر علیه السلام  لینک ثابت
[دوشنبه 1398-08-13] [ 11:13:00 ق.ظ ]

تبلیغی که ازش متنفرم (لطفا با غلیظ ترین و شدید ترین لحن بخونید) ...

شاید الان که همه از کربلا و اربعین می نویسن  نوشتن این مطلب مناسب ندونین
ولی واقعا هر بار این تبلیغ توی تلوزیون می بینم اعصابم خورد میشه و بارها خواستم در موردش بنویسم ولی نشد ولی وقتی بعد فیلم شبکه یک بود که فک کنم باز پخش شد باز حس نوشتن در موردش پیش اومد چند ساعتیه با خودم کلنجار میرم که بنویسم یا نه؟ 

بنویسم پیش نویس بذارم بمونه بعدا منتشرش کنم یا اصلا ننویسم؟

بالاخره تصمیمم بر این شد بنویسم 

تبلیغ یک ابزار در همه دنیا برای فرهنگ سازیه، برای اصلاح فرهنگ جامعه اس، برای پیشرفت فرهنگ جامعه
و برای تاثیر گذاریش هزینه می کنن، سناریو می نویسن، مشاوره می کنن تا تبلیغشون علاوه برا معرفی کالا و محصول به صورت غیر مستقیم و دوست داشتنی اهداف و فرهنگ سیاستگذارن جامعه شون رو به مردم القا کنه و مردم به سمت هدف پیش ببره

اما نمی دونم چرا جامعه ما بعضی برعکس حرکت می کنن به عقب، ضد فرهنگ، ضد اخلاق، ضد خوبی  

کنار تبلیغ کالاشون یا اونقد بد و رو به خوبی ها اشاره می کنن که حس نصیحت مستقیم و یا خنگ فرض کردن مخاطب بهت دست میده و نسبت به اون خوبی نه تنها حس مثبت پیدا نمیشه حتی برا بعضیا حس منفی هم ایجاد می کنه
بعضیا هم که وضعشون بدتر تبلیغ منکر می کنن و یه غیر ایرانی ببینه فک می کنه ما چه ملتی هستیم مثل بعضی از فیلمامون که مسائل و مشکلاتی بزرگ می کنن که حتی مشکل یک درصد جامعه ایران هم نیست ولی طوری فیلم می سازن که انگار مشکل اساسی و درگیری روزمره مردم ایرانه و انگار مردم ایران مردم بی اخلاقین

از حرف خودم دور نشم  مشکل من یه تبلیغ که ضد فرهنگ دینی و ملی ما است حتی ضد اخلاق، ربطی به دین و مذهب و ملیت نداره
تبلیغ بی ادبی و بی نزاکتی می کنه، تبلیغ علیه خانواده می کنه، تبلیغ بی اخلاقی و بد اخلاقی می کنه
کجای دین ما یا سایر ادیان گفته، کجای فرهنگ ایرانی گفته، کجای اخلاق گفته وقتی مهمون خونه کسی رفتی به بی ادبی و فضولی بچه ات بخند و بذار ادامه بده
کجا گفتن به عنوان بزرگتر فامیل رفتی مهمونی اگه از چیزی بدت اومد تو جمع ابروی صاحب خونه رو ببر

کجا گفتن وقتی مهمونی داری خونه ات به همسرت کمک نکن و همه کارا بنداز رو دوشش و بعد اگه چیزی هم بد شد جلو مهمونا به همسرت اعتراض کن

تا حالا خواستم اسم نبرم، هر چند معلومه منظورم کدوم تبلیغ ولی به عمد اسم میبرم شاید دست اندرکاران این تبلیغ نویسنده، کارگردان، صاحب این محصول یا اون کسی که این تبلیغ تایید کرده تا در رسانه ملی  پخش بشه باکلاس باشن و توی فضای مجازی دنبال نظرات مخاطبین باشن و جستجویی کنن و نظر من رو هم ببینن

منظورم تبلیغ مایع ظرفشوی دورتو هستش

 

فقط یه جستجو تو گوگل بکنید اگه از مقالات تکراری فاکتور بگیرید کلی مطلب در مورد وظایف مهمان در مقابل میزبان خواهید دید مثل به زحمت نیانداختن میزان، بی حرمتی نکردن، چشم پوشی از کم و کاستی ها و ابراز نکردن آنها، شرمنده نکردن میزبان

یک نمونه

از آداب مهمانی این است که مهمان، از غذا و طعام فراهم آمده بخورد (همان) و به گونه‌ای رفتار نمایند که ترس و هراسی بر دل میزبان نیفکند و کاری نکند که موجب ناراحتی میزبان شود. (همان و نیز حجر، آیات 51و 52) قسمتی از آداب مهمانی از دیدگاه قرآن

رفتار عمه خانم تبلیغ دورتو چقدر با عبارت بالا همخوانی داره، یا رفتار زشت اون بچه که بشقاب بو می کنه 

رفتار آقا با همسرش توی مهمونی وقتی عمه خانم با ادب و با نزاکت لیوان و بو می کنه و اخم می کنه و برمی گرده به همسرش میگه مگه با دورتو نشستی
یکی نیست بگه اینقد فکر ناراحتی عمه خانم هستی خودت قبل مهمونی ظرفا رو چک می کردی یا برا اینکه خیالت راحت بشه خودت ظرفا رو یا دورتو میشستی
واقعا در فرهنگ دینی، ایرانی، در دید کلی در اخلاق رفتار این مرد صحیحه؟

واقعا کسی این تبلغ ببینه نمیگه ایرانی ها عجب بی نزاکتن؟

برداشتن  و بو کردن ظرف توی مهمونی؟ تا حالا کدومتون اینکار کردین؟ کجای دنیا یک انسان با ادب همچین کاری می کنه؟

اگه بچه تون توی مهمونی فضولی کنه یا توهین بهش می خندین؟

یک مرد موقر و با نزاکت توی مهمونی و جمع به همسرش اعتراض می کنه و مواخذه اش می کنه؟ یک مرد خانواده دوست توی مهمونی کمک حال همسرش هست یا فقط از دور متوقع تماشا می کنه تا همسرش  تمام کارها رو صد در صد درست انجام بده؟

 

خلاصه هر چقدر بنویسم از حرصم کم نمیشه قصد نوشتن یک متن مستدل نبود هر چند که اگه بود عالی می شد

و با یه جستجوی چند دقیقه ای در گوگل در باب اداب مهمانی رفتن چه از منظر دینی و چه از منظر آداب  معاشرت خواهید دید که این تبلیغ عمه خانمی دورتون و چه اون بچه فضول هیچ سنخیتی یا دین و فرهنگ جامعه ما بلکه با آداب معاشرت به مفهوم کلیش نداره و ضد اونها است و یه نوعی تبلیغی علیه اونها است و همچنین بی فرهنگ نشون دادن مردم و خانواده ایرانی هستش

فقط امیدوارم این کار از روی نا آگاهی باشه (همین هم گناه کمی نیست) نه از روی عمد

پ ن: برخلاف همیشه اصرار دارم مطلب عکس داشته باشه در مورد این مطلب عکس نمیذارم چون اون وقت خودمم هم اونا رو تبلیغ کردم

پ ن 2: برخلاف همیشه تو موضوع دوس داشتنی رو تیک نمی زنم چون از صمیم قلبم ارزو می کردم هیچ وقت همچین تبلیغی نبود تا همچین مطلبی هم نوشته می شد.

پ ن 3: ارزوی من پیشرفت تولید ملی و ارتقا سطح فرهنگی جامعه است و امیدوارم افرادی که در امر تبلیغ کالا و خدمات هستن هم فقط پول رو نبین و بدونن که اونا هم در فرهنگ جامعه تاثیر دارن پس با دقت و مطالعه تبلیغات درس کنن و امیدوارم روزی شاهد باشیم رسانه ملی به خاطر پول هر تبلیغ بی محتوا و ضد فرهنگی رو پخش نکنه و نظارت بر محتوای تبلیغات هم داشته باشه.

پ ن 4: این ها نظرات من بنا به آموزه هایی که در طول زندگی از خانواده، جامعه، و تحصیلاتم به دست آوردم و نمی گم حتما درست هستم، شاید هم من اشتباه می کنم و شما می تونین راهنمای من باشین تا آموزه هام تکمیل کنم و اشتباهاتم کمتر 

پ ن 5: این عبارت «تبلیغ یک ابزار در همه دنیا برای فرهنگ سازی است» با دانسته های ذهنیم نوشتم بعدا دیدم در یک مقاله «تبلیغات فرهنگی و فرهنگ تبلیغات» به نقل از کتاب «پیروزمند. محسن، مفاهیم و ابزارها در تبلیغات، تهران، انتشارات سینا تصویر،۱۳۸۴ش» اومده

موضوعات: سبک زندگی, تلنگر, اخلاق, اجتماعی, فرهنگی, اقتصادی, خانواده  لینک ثابت
[سه شنبه 1398-07-23] [ 01:53:00 ق.ظ ]

یک اولین تجربه جالب 2 ...

اما ادامه مطلب قبل

هفته چهل و چند

… 

بالاخره جلسه شروع شد

اعضای که پشت میز بودن قرار بود جلسه رو برگذار کنن

1. سرکار خانم معصومه توکلیدبیر و مجری جلسه (همون کارشناس مروج کتابخوانی)

2. سرکار خانم فاطمه ستوده2 دبیر مجموعه هفته چهل و چند

3. سرکار خانم نفیسه مرشدزاده3 مسئول انتشارات اطراف

 

جلسه نقد و بررسی کتاب «هفته چهل و چند»

 

خانم توکلی جلسه رو با توضیح در مورد انتشارات اطراف شروع کردن که رسالت خودش رو در بیان روایت ها میدونه4 و خانم مرشدزاده در این خصوص توضیح خواستن و ایشون توضیحاتی در این مورد دادن و بعد از خانم ستوده در مورد کتاب توضیجاتی دادن

تو همون سوالات اولیه فهمیدم موضوع کتاب چیه؛ بحث در مورد مادری بود و کتاب بیست روایت از بیست مادر از قشر متوسط جامعه به نوعی همه نویسنده (نویسنده، مترجم، ویراستار و وبلاگ نویس)  و با خودم گفتم چقدر خنگم که از عنوان کتاب متوجه نشدم «هفته چهل و چند» معمولا کی هفته ها مهمه؟ 

وقتی موضوع کتاب فهمیدم میخواستم جلسه رو ترک کنم و به کارم برسم، من و چه به مادری؟!

هم جام طوری بود که بلند می شدم بد می شد و با خودم گفتم مگه هر کتابی رو می خونم خودم توی اون فضا هستم خوندن کتاب کسب تجربه بدون انجام اون عمل هستش

پس فک کردم به عنوان یک خانم هر چند مجرد، آشنایی با تجارب و روایت های مادرانه عده ای از خانم ها خالی از لطف نیست.

موندم و حرف های جالبی شنیدم که تا حالا نشنیده بودم یا بهشون توجه نکردم.

اول این رو باید بگم که گفته شد کتاب قصد ارائه الگو رو نداره فقط در مقام بیان روایت هست و گاه در برخی روایت ها مادران راوی به اشتباهات خود اعتراف دارند.

یکی از انتقاداتی که به کتاب شد در مورد نویسندگان بود که چرا یک قشر خاص و در جواب گفته شد چون می خواستند روایت باشه و این خانم ها آشنا به نوشتن هستند روایت خودشون رو نوشتن ولی اگه افراد دیگه بودن یا باید مصاحبه می شد یا ویراستاری متن  و تبدیل ادبیات شفاهی به ادبیات مکتوب که در هر دو حالت دخل و تصرف و اندیشه و جهت گیری فرد دوم داخل در متن می شد و از روایت بی واسطه دور می شد.

نقد دیگه کم رنگ بودن یا عدم حضور پدران در روایت ها بود.

اینجا بود که بحثی باز شد در مورد  تنهای مادران امروز در تربیت فرزندان، تنهایی که گاه خود خواسته است و گاه به خاطر شرایط و کتاب این مطلب رو به تصویر کشیده

مادرانی که خود را در تربیت کودک کامل می دانند و پدر را کنار زده اند و یا پدرانی که به خاطر شرایط مالی و وظیفه تامین نیاز ها خانواده این رانده شدن را پذیرفته اند

مادرانی که به تنهایی در مورد تربیت فرزند کلاس می روند، کتاب می خوانند، به مشاوره می روند و حتی در مورد نوع برخورد پدر با فرزند هم برنامه ریزی می کنند و وقتی پدر با کود تنها است چکار کنند؟ به کجا بروند؟ چه بخورند؟ و …

در این حالت مادر یک مادر کنترل گر هست که می تواند به مرور زمان هم مادری نابود کند و هم آینده کودک را

نکته جالبی ذکر شد، این کودکان نسخه کپی مادر می شوند و عملا تک سرپرست تربیت می شوند و این مخصوصا در آینده پسران تاثیر منفی دارد، پسرانی محروم از تربیت پدر، محروم از تربیت مردانه

و این می تواند در کل برای آینده جامعه بسیار مضر باشد.

در کل جلسه جالبی بود البته چون وسیله ای برای ضبط صدا نداشتم و نت هم برنداشتم و با فاصله زمانی دارم می نویسم نکاتی که توی ذهنم مهم جلوه کرده و مونده رو دارم مینویسم البته که از منظر خودم

راستی یادم رفت بگم که کتاب به چاپ ششم رسیده

آخر جلسه از کتاب های نشر اطراف برا فروش آورده بودند بنا به محتوای جلسه وسوسه شدم کتاب موضوع جلسه رو خریدم و یک کتاب هم برای خواهرم سفرنامه یک شازده خانوم قجر از سفرش به مکه مکرمه وقتی پشت کتاب خوندم حس کردم خواهر خوره کتابم ازش خوشش میاد.

سه روز به آخر دریا

1. نویسنده و یکی از راویان  کتاب کاشوب

2. ویراستار و راوی یکی از روایت های هفته چهل و چند

3. نویسنده و مسئول انتشارات اطراف و دبیر مجموعه کاشوب، کاشوب کتاب برگزیده‌ی سومین دوره‌ی کتاب سال عاشورا (یه مطلب مستقل برا معرفی این کتاب لازم دارم) و به چاپ دهم رسیده

کاشوب

4. اولش فک کردم کتاب در مورد حدیث و روایت معصومین علیهم السلام هستش کتاب دست بعضی از مهمونا بود ولی تصویر روی جلد نشون نمی داد کتاب حدیثی باشه با خودم گفتم ظاهر بین نباش چه کنم اولین معنایی که از روایت به ذهن یه طلبه فقه و اصولی متبادر میشه حدیث معصومین علیهم السلام هستش. در ادامه توضیح که دادن متوجه شدم منظور بیان وقایع به صورت بی واسطه و روایت گونه و بدون دخل و تصرف آنچنانی هستش، به فکر خودم خنده ام گرفته بود

پ ن:  عکس جلسه رو از کانال مرکز تحقیقات زن و خانواده برداشتم
متن خبرشون:

دومین نشست از نشست‌های ماهانه نقد و بررسی ادبیات داستانی در حوزه زن و خانواده با موضوع نقد و بررسی کتاب «هفته چهل و چند» روز چهارشنبه 17 مهر برگزار شد.
در این نشست که در محل کتابخانه تخصصی مطالعات اسلامی زن و خانواده تشکیل شد، نفیسه مرشدزاده، نویسنده و مدیر انتشارات اطراف و فاطمه ستوده، دبیر مجموعه به گفت‌وگو با معصومه توکلی، کارشناس و مروج کتابخوانی پرداختند.
کارشناسان ضمن تشریح فرآیند تدوین کتاب، درباره اهمیت توجه به روایت و به‌ویژه روایت مادری، خلأهای روایتی کتاب، نقد مادری زنان در دوران جدید، فقدان نقش پدری در تربیت فرزندان و… پرداختند.

📌 کانال مرکز تحقیقات زن و خانواده در سروش
🆔 https://sapp.ir/womenrc
📌 کانال مرکز تحقیقات زن و خانواده در ایتا
🆔 https://eitaa.com/womenrc

.

 

موضوعات: دوس داشتنی, سبک زندگی, کتاب, معرفی کتاب, تلنگر, اجتماعی, فرهنگی, خانواده, امام باقر علیه السلام  لینک ثابت
[شنبه 1398-07-20] [ 10:50:00 ق.ظ ]

چرا درس بخونیم؟ ...

طلب دانش

امام على عليه السلام

بر شما باد تحصیل دانش

زیرا طلبش واجب

و جستجوی در آن خوب

و سبب پیوند میان برادران

و راهنماى برای جوانمردى

و تحفه ای برای مجالس

و دوستی در سفر

و انیسی در تنهایی است

بحار الأنوار، ج 75 ، ص 80

 

طلب العلم

 

  الإمام عليّ عليه السلام

عَلَيْكُمْ بِطَلَبِ اَلْعِلْمِ

فَإِنَّ طَلَبَهُ فَرِيضَةٌ

وَ اَلْبَحْثَ عَنْهُ نَافِلَةٌ

وَ هُوَ صِلَةٌ بَيْنَ اَلْإِخْوَانِ

وَ دَلِيلٌ عَلَى اَلْمُرُوَّةِ

وَ تُحْفَةٌ فِي اَلْمَجَالِسِ

وَ صَاحِبٌ فِي اَلسَّفَرِ

وَ أُنْسٌ فِي اَلْغُرْبَةِ.

 

بحار الأنوار، ج 75 ، ص 80

موضوعات: حدیث, دوس داشتنی, سبک زندگی, نمامتن, امام علی علیه السلام, تلنگر  لینک ثابت
[یکشنبه 1398-06-31] [ 05:29:00 ب.ظ ]

حسینی شدی یا یزیدی؟ ...

امام حسین علیه السلام

عاشور آمد و رفت

و ما ماندیم

رنگ جامعه و آدم ها و لباس ها عوض شده، آهنگ های شاد برگشتن

به قول بعضی افراد ناآگاه یا مغرض انگار منتظر شهادت امام علیه السلام بودن امام که شهید شدن همه برگشتن سر زندگیشون

واقعا بهره و برداشتمون چی بود؟ از این ایام عزای سالار شهیدان، مجالس سوگواری، حزن و اندوه، سیاه پوشی، گریه کردن، تباکی، نذری دادن، غذای نذری گرفتن، زیارت عاشورا  خوندن، زیارت رفتن و … 

 

استاد بزرگواری داشتیم که می فرمودند: (نقل به مضمون)

مجلس درست اهل بیت علیهم السلام باید این ویژگی رو داشته باشه اگه کسی که حب اهل بیت علیهم السلام نداره و وارد مجلس شده محب خارج میشه و اگه محب وارد شد عارف به اهل بیت خارج بشه

(یادم نیست حرف از خودشون بود یا به نقل از کسی می گفتن ولی برای من یک ملاک و معیار ایجاد کرد)

 

شما این محرم تا اینجاش به محبتتون به اهل بیت اضافه شده؛ به معرفتتون چی؟

 

اینا حرفای خودمه (البته چیزایی که جمع بندی یاد گرفته هام)

محرم و شرکت در سوگواری سید الشهداء علیه السلام مثل ماه رمضانه چطو ماه رمضان نزدیک گناه نمی ریم به حرمت ماه خدا این ایام هم بسته میزان اعتقادتمون حداقل 13 روز تا حداکثر تا آخر ماه صفر مراعات می کنیم به حرمت مصیبت اهل بیت علیهم السلام 

بعد مدتی که حرمت نگه داشتیم باز همون آدم قبل محرمیم یا نه همون آدم اهل مراقب که حرمت امامش کل سال حفظ می کنه؟

گاهی چون تو جمع قرار گرفتیم حرمت نگه میداریم چون ماه رمضانه یا محرم و صفره و اطرافمون حرمت نگه میدارن نگه داشتیم ولی در واقع اگه محیط دیگه بودیم اینجور نبودیم

مثال کوچیکش وقتی خوابگاهیم (دوستان خوابگاهی میدونن چی میگم) به شور جمع خیلی کارا می کنیم ولی وقتی از خوابگاه میریم  وارد زندگی معمولی میشم رود زندگی عادی، عادت ها ، آداب و رسوم جامعه ما رو هم با خودش میبره (این بار تحت تاثیر محیط)

 

اما اگه به جای شور شعور و معرفت اضافه بشه فرقی نمی کنه ماه رمضان باشه یا محرم یا باقی ماه های سال

فرق نمی کنه حوزه باشی یا دانشگاه، خونه یا اجتماع همیشه راهت مشخصه و عملت با برنامه و ان شاء الله خدا راضی

 

پ ن: پاسخ شبه و سوال چرا عزاداری در دهه اول و قبل از شهادت امام علیه السلام در صفحه دوم

صفحات: 1 · 2

موضوعات: حدیث, دوس داشتنی, سبک زندگی, امام حسین علیه السلام, محرم, شبهه, تلنگر, امام موسی کاظم علیه السلام, علی بن موسی الرضاء علیه السلام, امام باقر علیه السلام  لینک ثابت
[پنجشنبه 1398-06-28] [ 12:33:00 ب.ظ ]


1 3 4 5