دوست داشتنی های من







آبان 1398
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  




جستجو




محتواها


 << < آبان 1398 > >>
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  



موتور جستجوی امین


جستجو


علیک الصلوة اى نبّى السّلام‏ ...

کریم السّجایا، جمیل الشّیم
نبّى البرایا، شفیع الامم‏

امام رسل، پیشواى سبیل
امین خدا، مهبط جبرئیل‏

شفیع الورى، خواجۀ بعث و نشر
امام الهدى، صدر دیوان حشر

کلیمى که چرخ فلک طور اوست
همه نورها، پرتو نور اوست‏

شفیعٌ مطاعٌ نبىُّ کریمٌ
قسیمٌ جسیمٌ نسیمٌ وسیمٌ‏…

شبى بر نشست، از فلک بر گذشت
به تمکین و جاه از ملک در گذشت‏

چنان گرم در تیهِ قربت براند
که بر سدره جبریل از او باز ماند

بدو گفت سالار بیت الحرام
که؛ اى حامل وحى، برتر خرام‏

چو در دوستى مخلصم یافتى
عنانم ز صحبت چرا تافتى؟

بگفتا: فراتر مجالم نماند
بماندم، که نیروى بالم نماند

اگر یکسر موى برتر پرم
فروغ تجلّى بسوزد پرم‏…

چه نعت پسندیده گویم تو را؟
علیک السلام، اى نبّى الورى‏

درود ملک بر روان تو باد
بر اصحاب و بر پیروان تو باد

خدایا به حقّ بنى‌فاطمه
که بر قولم ایمان کنم خاتمه‏

اگر دعوتم رد کنى ور قبول
من و دست و دامان آل رسول

چه کم گردد، اى صدر فرخنده پى
ز قدرِ رفیعت به درگاه حىّ؟

که باشند مشتى گدایان خیل
به مهمان دار السّلامت طفیل‏…

بلند آسمان پیش قدرت خجل
تو مخلوق و آدم هنوز آب و گل‏

تو اصل وجود آمدى از نخست
دگر هر چه موجود شد، فرع توست‏

ندانم کدامین سخن گویمت؟!
که والاترى ز آنچه من گویمت‏

تو را عزّ لولاک تمکین، بس است
ثناى تو، طه و یاسین بس است‏

چه وصفت کند «سعدى» ناتمام؟
علیک الصلوة اى نبّى السّلام‏

 

پ ن 1: عیدتون مبارک، ان شاء الله آدینه شاد و پر برکتی داشته باشین

پ ن2: شعر روی نوشته به نقل از صفحه ای که عکس رو ازش برداشتم شعری است از  چلچراغ اشک، رحیم کارگر، ص231

پ ن3: متن کامل شعر سعدی علیه الرحمه

موضوعات: دوس داشتنی, نمامتن, شعر, شعر, امام صادق علیه السلام, محمد مصطفی صلی الله علیه و آله  لینک ثابت
[جمعه 1398-08-24] [ 09:55:00 ق.ظ ]

چند تصویر و شعر زیبا ...

 

صرفا جهت ثبت برای دلم

شعر هایی که این چند روز روی بعضی عکسای زیبا نوشتم میذارم.

 

امید

 

دارم امید عاطفتی از جانب دوست
کردم جنایتی و امیدم به عفو اوست
دانم که بگذرد ز سر جرم من که او
گر چه پریوش است ولیکن فرشته خوست

حافظ

 

تو چیز دیگری

 

گر شاخه ها دارد تری
ور سرو دارد سروری
ور گل کند صد دلبری
ای جان !
تو چیزی دیگری …

مولوی

 

گفتم دری ز خلق ببندم به روی خویش

 

گفتم
دری ز خلق ببندم به روی خویش

دردیست در دلم
که ز دیوار
بگذرد

سعدی

 

مشکل عشق

 

مشکل عشق نه در حوصله دانش ماست
حل این نکته بدین فکر خطا نتوان کرد

حافظ

 

این زمان آسوده ایم

 

رنج‌ها بردیم و آسایش نبود اندر جهان
ترک آسایش گرفتیم این زمان آسوده‌ایم

سعدی

 

موضوعات: دوس داشتنی, هنر, سبک زندگی, نمامتن, عکس, شعر  لینک ثابت
[چهارشنبه 1395-08-12] [ 11:08:00 ق.ظ ]