دوست داشتنی های من







آبان 1398
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  




جستجو




محتواها


 << < آبان 1398 > >>
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  



موتور جستجوی امین


جستجو


چند همسری ...

نزدیک انتخاباتکه میشه سعی در تخریب چهره مذهبی ها و اصول گرایان در دستور کار قرار می گیره
چند روزی پس از انتشار پوستر « دوره مهارت های ارتباطی چند همسری» هجمه و توهین به دین اسلام، احکام و قوانین اسلام و مذهبی ها و اصول گرایان شروع شده

چند همسری
اول. چرا هیچ کس بررسی نکرده این واقعیت داره یا نه؟ اگر واقعیت داره چه کسی مجوز برگذاری این همایش داده؟ برگذار کننده این دوره کیه؟ واقعا اصول گرا هستش؟

دوم. چه کسی گفته مذهبی ها و اصول گرا مساوی هم هستند؟ یا حتی اسلام مساوی با اصول گرایی (جهت گیری سیاسی موجود در جامعه) است؟ وقتی چیزی منتسب به اصول گرایان باشه مجوز صادر میشه  که به اسلام  وقوانین اون توهین بشه؟

سوم. و مهم تر نظر بزرگان مذهبی و دینی کشور در این خصوص چیه؟ چرا در جامعه ما افراد بدون اگاهی نظر میدن؟

در آخر نظر مقام معظم رهبری در مورد چند همسری


به گزارش گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان، چندی پیش فتوایی منتسب به رهبری در کانال‌ها منتشرشده بود که مدعی بود حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تعدد زوجات را در شرایط فعلی جامعه مستحب می‌دانند.

شنیده شده اخیرا در جمعی با حضور رهبری، یکی از حضار از ایشان درباره صحت این فتوا سوال می‌پرسد.

آیت‌الله خامنه‌ای با شنیدن این مطلب برافروخته شده‌اند و متعجب گفته‌اند که اصلا بنده همچین فتوایی ندارم و اصلا همچین چیزی را قبول ندارم؛ چه کسی این را گفته است؟ آقایان حتی به شوخی هم نباید درباره تعدد زوجات حرف بزنند، که باعث دلسردی خانم‌ها می‌شود.

جالب آن‌که رهبر انقلاب این نظر را در محل‌ کارشان هم اجرایی کردند و هشدار داده‌اند که افراد شاغل در بیت رهبری اگر همسر دوم اختیار کنند، اخراج می‌شوند.

چند همسری

 

موضوعات: سبک زندگی, نمامتن, بیانات مقام معظم رهبری, احکام, شبهه, بیانات مقام معظم رهبری, تلنگر, اخلاق, اجتماعی, فرهنگی, فضای مجازی, خانواده, سیاسی, امام باقر علیه السلام  لینک ثابت
[دوشنبه 1398-08-13] [ 11:13:00 ق.ظ ]

تبلیغی که ازش متنفرم (لطفا با غلیظ ترین و شدید ترین لحن بخونید) ...

شاید الان که همه از کربلا و اربعین می نویسن  نوشتن این مطلب مناسب ندونین
ولی واقعا هر بار این تبلیغ توی تلوزیون می بینم اعصابم خورد میشه و بارها خواستم در موردش بنویسم ولی نشد ولی وقتی بعد فیلم شبکه یک بود که فک کنم باز پخش شد باز حس نوشتن در موردش پیش اومد چند ساعتیه با خودم کلنجار میرم که بنویسم یا نه؟ 

بنویسم پیش نویس بذارم بمونه بعدا منتشرش کنم یا اصلا ننویسم؟

بالاخره تصمیمم بر این شد بنویسم 

تبلیغ یک ابزار در همه دنیا برای فرهنگ سازیه، برای اصلاح فرهنگ جامعه اس، برای پیشرفت فرهنگ جامعه
و برای تاثیر گذاریش هزینه می کنن، سناریو می نویسن، مشاوره می کنن تا تبلیغشون علاوه برا معرفی کالا و محصول به صورت غیر مستقیم و دوست داشتنی اهداف و فرهنگ سیاستگذارن جامعه شون رو به مردم القا کنه و مردم به سمت هدف پیش ببره

اما نمی دونم چرا جامعه ما بعضی برعکس حرکت می کنن به عقب، ضد فرهنگ، ضد اخلاق، ضد خوبی  

کنار تبلیغ کالاشون یا اونقد بد و رو به خوبی ها اشاره می کنن که حس نصیحت مستقیم و یا خنگ فرض کردن مخاطب بهت دست میده و نسبت به اون خوبی نه تنها حس مثبت پیدا نمیشه حتی برا بعضیا حس منفی هم ایجاد می کنه
بعضیا هم که وضعشون بدتر تبلیغ منکر می کنن و یه غیر ایرانی ببینه فک می کنه ما چه ملتی هستیم مثل بعضی از فیلمامون که مسائل و مشکلاتی بزرگ می کنن که حتی مشکل یک درصد جامعه ایران هم نیست ولی طوری فیلم می سازن که انگار مشکل اساسی و درگیری روزمره مردم ایرانه و انگار مردم ایران مردم بی اخلاقین

از حرف خودم دور نشم  مشکل من یه تبلیغ که ضد فرهنگ دینی و ملی ما است حتی ضد اخلاق، ربطی به دین و مذهب و ملیت نداره
تبلیغ بی ادبی و بی نزاکتی می کنه، تبلیغ علیه خانواده می کنه، تبلیغ بی اخلاقی و بد اخلاقی می کنه
کجای دین ما یا سایر ادیان گفته، کجای فرهنگ ایرانی گفته، کجای اخلاق گفته وقتی مهمون خونه کسی رفتی به بی ادبی و فضولی بچه ات بخند و بذار ادامه بده
کجا گفتن به عنوان بزرگتر فامیل رفتی مهمونی اگه از چیزی بدت اومد تو جمع ابروی صاحب خونه رو ببر

کجا گفتن وقتی مهمونی داری خونه ات به همسرت کمک نکن و همه کارا بنداز رو دوشش و بعد اگه چیزی هم بد شد جلو مهمونا به همسرت اعتراض کن

تا حالا خواستم اسم نبرم، هر چند معلومه منظورم کدوم تبلیغ ولی به عمد اسم میبرم شاید دست اندرکاران این تبلیغ نویسنده، کارگردان، صاحب این محصول یا اون کسی که این تبلیغ تایید کرده تا در رسانه ملی  پخش بشه باکلاس باشن و توی فضای مجازی دنبال نظرات مخاطبین باشن و جستجویی کنن و نظر من رو هم ببینن

منظورم تبلیغ مایع ظرفشوی دورتو هستش

 

فقط یه جستجو تو گوگل بکنید اگه از مقالات تکراری فاکتور بگیرید کلی مطلب در مورد وظایف مهمان در مقابل میزبان خواهید دید مثل به زحمت نیانداختن میزان، بی حرمتی نکردن، چشم پوشی از کم و کاستی ها و ابراز نکردن آنها، شرمنده نکردن میزبان

یک نمونه

از آداب مهمانی این است که مهمان، از غذا و طعام فراهم آمده بخورد (همان) و به گونه‌ای رفتار نمایند که ترس و هراسی بر دل میزبان نیفکند و کاری نکند که موجب ناراحتی میزبان شود. (همان و نیز حجر، آیات 51و 52) قسمتی از آداب مهمانی از دیدگاه قرآن

رفتار عمه خانم تبلیغ دورتو چقدر با عبارت بالا همخوانی داره، یا رفتار زشت اون بچه که بشقاب بو می کنه 

رفتار آقا با همسرش توی مهمونی وقتی عمه خانم با ادب و با نزاکت لیوان و بو می کنه و اخم می کنه و برمی گرده به همسرش میگه مگه با دورتو نشستی
یکی نیست بگه اینقد فکر ناراحتی عمه خانم هستی خودت قبل مهمونی ظرفا رو چک می کردی یا برا اینکه خیالت راحت بشه خودت ظرفا رو یا دورتو میشستی
واقعا در فرهنگ دینی، ایرانی، در دید کلی در اخلاق رفتار این مرد صحیحه؟

واقعا کسی این تبلغ ببینه نمیگه ایرانی ها عجب بی نزاکتن؟

برداشتن  و بو کردن ظرف توی مهمونی؟ تا حالا کدومتون اینکار کردین؟ کجای دنیا یک انسان با ادب همچین کاری می کنه؟

اگه بچه تون توی مهمونی فضولی کنه یا توهین بهش می خندین؟

یک مرد موقر و با نزاکت توی مهمونی و جمع به همسرش اعتراض می کنه و مواخذه اش می کنه؟ یک مرد خانواده دوست توی مهمونی کمک حال همسرش هست یا فقط از دور متوقع تماشا می کنه تا همسرش  تمام کارها رو صد در صد درست انجام بده؟

 

خلاصه هر چقدر بنویسم از حرصم کم نمیشه قصد نوشتن یک متن مستدل نبود هر چند که اگه بود عالی می شد

و با یه جستجوی چند دقیقه ای در گوگل در باب اداب مهمانی رفتن چه از منظر دینی و چه از منظر آداب  معاشرت خواهید دید که این تبلیغ عمه خانمی دورتون و چه اون بچه فضول هیچ سنخیتی یا دین و فرهنگ جامعه ما بلکه با آداب معاشرت به مفهوم کلیش نداره و ضد اونها است و یه نوعی تبلیغی علیه اونها است و همچنین بی فرهنگ نشون دادن مردم و خانواده ایرانی هستش

فقط امیدوارم این کار از روی نا آگاهی باشه (همین هم گناه کمی نیست) نه از روی عمد

پ ن: برخلاف همیشه اصرار دارم مطلب عکس داشته باشه در مورد این مطلب عکس نمیذارم چون اون وقت خودمم هم اونا رو تبلیغ کردم

پ ن 2: برخلاف همیشه تو موضوع دوس داشتنی رو تیک نمی زنم چون از صمیم قلبم ارزو می کردم هیچ وقت همچین تبلیغی نبود تا همچین مطلبی هم نوشته می شد.

پ ن 3: ارزوی من پیشرفت تولید ملی و ارتقا سطح فرهنگی جامعه است و امیدوارم افرادی که در امر تبلیغ کالا و خدمات هستن هم فقط پول رو نبین و بدونن که اونا هم در فرهنگ جامعه تاثیر دارن پس با دقت و مطالعه تبلیغات درس کنن و امیدوارم روزی شاهد باشیم رسانه ملی به خاطر پول هر تبلیغ بی محتوا و ضد فرهنگی رو پخش نکنه و نظارت بر محتوای تبلیغات هم داشته باشه.

پ ن 4: این ها نظرات من بنا به آموزه هایی که در طول زندگی از خانواده، جامعه، و تحصیلاتم به دست آوردم و نمی گم حتما درست هستم، شاید هم من اشتباه می کنم و شما می تونین راهنمای من باشین تا آموزه هام تکمیل کنم و اشتباهاتم کمتر 

پ ن 5: این عبارت «تبلیغ یک ابزار در همه دنیا برای فرهنگ سازی است» با دانسته های ذهنیم نوشتم بعدا دیدم در یک مقاله «تبلیغات فرهنگی و فرهنگ تبلیغات» به نقل از کتاب «پیروزمند. محسن، مفاهیم و ابزارها در تبلیغات، تهران، انتشارات سینا تصویر،۱۳۸۴ش» اومده

موضوعات: سبک زندگی, تلنگر, اخلاق, اجتماعی, فرهنگی, اقتصادی, خانواده  لینک ثابت
[سه شنبه 1398-07-23] [ 01:53:00 ق.ظ ]

صرفا برای ثبت در خاطرات ...

بعد مطلب قبلی که مورد توجه قرار گرفت خودش شد یه خاطره شیرین 

الان می خوام یه خاطره شیرین دیگه رو براتون بگم و برا خودم اینجا ذخیره کنم

امسال تولدم افتاد شب های قدر خب جشن و کادو تقریبا فراموش شد البته بعدش کیک  و کادوهای هر وقت یه بار گاه اختیاری و گاهی اجباری می رسید

اما کادوی داداش کوچیکه که همیشه متفاوته 

مثلا سال پیش یه ژیان فسقلی صورتی برام گرفته بود

 

عروسک ها

و امسال یه گلدون دخمل 

 

گلدون دخمل

پ ن 1: این مطلب حتما در مورد تولد بخونین «ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﻫﺮﺳﺎﻝ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ ﯾﮑﺴﺎﻝ ﺑﻪ ﻋﻤﺮ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﯾﺎ ﯾﮑﺴﺎﻝ ﺍﺯ ﻋﻤﺮ ﮐﻢ ﻣﯿﺸﻮﺩ»  خالی از لطف نیست و میتونه مفید باشه

پ ن 2: در تصویر اول اگه تونستین ژیان کوچولو رو پیدا کنید

پ ن 3: تصویر اول مجموعه خاطراتم از دوران تحصیل سطح دو تا الان هستش که دوستان و خانواده برام درس کردن مثلا جناب اسکای (اون خرس آبی بزرگ) هدیه روز معلم م هستش که آبجی برام گرفتن یا نازگل خانوم (اون عروسک مو قهوه ای با پیراهن زرد خال خالی) هدیه روز دختر سال 97 هستش که مامانم برام گرفته

پ ن 4: یه فسقلی دیگه هست به اسم نارنج که تو مجموع عکسا نیست برای اینکه دلش نشکنه

 

نارنج

 

پ ن 5: یه عزیز دردونه دیگه داشت یادم می رفت عروسکی که خودم دوختمش با پارچه ها و کاموایی که تو خونه داشتم

 

عروسک

موضوعات: دوس داشتنی, هنر, سبک زندگی, عکس, خانواده  لینک ثابت
[سه شنبه 1398-03-28] [ 08:08:00 ق.ظ ]

از سارقان روح چیزی می دونید؟ ...

به تازگی فیلمی هر شب از شبکه نسیم پخش می شد به اسم سارقان روح البته قبل ماه مبارک رمضان هم نصف شبا یکی از شبکه ها نشون می داد اینبار بر خلاف دفعه قبل کامل دیدمش

سارقان روح


به نظرم فیلم خوبی بود و به موضوعی اشاره کرده بود  که با وجود اهمیت زیادش و خطرات و آسیب های بزرگش کمتر در موردش پرداخته میشه حتی در توی حوزه ها
وجوه مختلفی رو هم میتونه تحت شعاع قرار بده
عقاید و باور های مردم، روان مردم و جامعه، سبک زندگی، خانواده، اقتصاد و حتی امنیت جامعه

اون موضوعی نیست جزء موضوع فرقه ها و فرقه سازی

یادم سال ها پیش در درس فرق و مذاهب و تدریس کردم البته اون موقع در مورد فرق اسلامی بحث بود ولی موقع اماده شدن برای تدریس که مطالعه میکردم از آراء و اندیشه های بعضی فرق شاخ دار می آوردم یا از بس مضحک بودن با خودم می گفتم کدوم انسان عاقلی این ها رو می پذیره
در مورد ادیان مختلف مطالعه ای داشتم هم باز همون اتفاق افتاد

همیشه با خودم فکر می کردم فرق یا حتی این ادیان عجیب و غریب توی دنیا چطور می تونند آدمی و جذب کنن و مانع از تعقل افراد بشن

یه مثال ما قانونی در فقه مون داریم به اسم خمس که قرار فرد از درآمدش هر چی سر سال اضافه موند یک پنجمش رو پرداخت کنه
هم من و هم شما می دونید افرادی که خمس پرداخت می کنن کم هستن و نتونستیم اینو توی جامعه مون جا بندازیم  ولی جالب برخی فرقه ها کاری با فرد می کنن که کل دارایش تقدیم فرقه می کنه بی چون و چرا؟ از چی استفاده می کنن؟

 دوستی بعد دیدن این فیلم شوخی می کرد از مسئولین این فرقه ها بخواین یه دوره آموزش تبلیغ برامون بذاره
البته میگم شوخی بود


یکی از آشنایان ازم سوال کرد واقعا چرا اینجوریه؟
جوابی که تونستم بدم این بود
دین کسی نمی خواد فریب بده و گول بزنه و یا باشستشوی مغزی مجبور به کاری بکنه
عمل مومن زمانی ارزشمنده که با اختیار  و تعقل اون انتخاب کنه و انجام بده وگرنه انسان مسخ شده که بی اختیار عملی انجام میده ارزشی نداره

 

خلاصه تو همین سریال به برخی سوالام  جواب داده شد ولی کافی نبود
معمولا آخر هر قسمت سریال یه متن کوتاه در مورد فرقه ها توی تیتراژ فیلم نوشته می شد با ذکر منبع 
و من دنبال اون منبع هستم تا مطالعه اش کنم

فرقه ها در میان ما
اسم کتاب هست:  فرقه ها در میان ما

معرفی کتاب:

مولف : تالر سینگر
مترجم : ابراهیم خدابنده
نویسنده مقدمه کتاب : روبرت جی لیفتون
ناشر کتاب : دانشگاه اصفهان
تعداد صفحات :416


فرقه‌ها در میان ما کتابی است روانشناسی نوشتهٔ مارگارت تالر سینگر و جانجا لالیچ با پیشگفتاری از روبرت جی ریفتون که از منظر روانشناسی به ظهور و گسترش فرقه‌ها در دنیای معاصر می‌پردازد.
نویسنده کتاب، با این که خودش هیچ وقت عضو بودن در فرقه ها را تجربه نکرده است، درک خیلی خوبی از کارکرد فرقه ها و تجربیات اعضای آن ها را به خواننده منتقل می کند. وی روانشناسی بالینی بود که به طور اختصاصی بر روی فرقه ها مطالعه می کرد و به اعضای آن ها مشاوره می داد.
«فرقه ها در میان ما» نگاهی است جامع و عمیق به رفتار و مناسبات فرقه ها. سینگر در کتاب خود برآورد می کند که در دهه 90 حدود بیست میلیون آمریکایی مناسبات فرقه ها را تجربه کرده اند.
نویسنده در کتاب به این پرسش های رایج درباره فرقه ها پاسخ می دهد:


فرقه چیست؟
فرقه ها چگونه اعضایشان را شستشوی ذهنی می دهند؟
چرا و چگونه افراد به فرقه ها می پیوندند؟
چه بر سر کودکان در فرقه ها می آید؟
چگونه می توان از فرقه رها شد؟

 

 نویسنده کتاب:

مارگارت تالر سینگر (به انگلیسی: Margaret Thaler Singer) (زاده 1921 - درگذشته 2003) یک روانشناس اهل ایالات متحده آمریکا که ضد فرقه‌سازی بود. شستشوی مغزی و خانواده درمانی از عرصه‌های اصلی فعالیت وی بود. وی همچنین از بسیاری از نهادهای روانشناسی آمریکا جوایز و افتخاراتی را دریافت کرده بود. کتاب فرقه‌ها در میان ما از عمده‌ترین تألیفات وی است.

پ ن: می تونین توی آپارات یا یتو یوپ فیلم ببینین

موضوعات: دوس داشتنی, سلامت, سبک زندگی, کتاب, معرفی کتاب, اخلاق, اجتماعی, فرهنگی, فضای مجازی, خانواده  لینک ثابت
[پنجشنبه 1397-08-03] [ 12:48:00 ب.ظ ]

فریب زندگی اسلایسی دیگران را نخوریم! ...

زندگی اسلایسی

🚦 اسلایس = قطعه

🔸 یک نفر عکسی از پاهای تُپل نوزادی را در توئیتر به اشتراک گذاشته و زیرش نوشته: اگر می خوایید گاز بگیرید برید ته صف!
🔸 صدها نفر برای این پاهای بامزه غش و ضعف رفته‌اند. چند نفر نوشته‌اند همین فردا میرم «شوور»! می‌کنم، دو_سه نفر نوشته‌اند اصلاً من به عشق همین پاها می‌خوام بچه‌دار شم و …
🔸 مردی روی نوک کوهی ایستاده و دست‌هایش را باز کرده و نوشته: زندگی یعنی فتح قله‌ها!
🔸 زنی در اینستاگرام عکسی از قورمه‌سبزی که پخته منتشر کرده و نوشته: هرکی هرچی دلش می‌خواد بگه. من عاشق اینم برای همسرم قورمه‌سبزی بپزم، اونم بیاد بشینه موهامو ببافه.
🔸 دهها نفر نوشته‌اند: آره خوشبختی یعنی همین! خوشبختید شما…حسودیم شد…. خوش به حال جفت‌تون… دلم برای خودم سوخت و …
🔸 مردی عکسی از سوئیچ ماشینی که خریده را منتشر کرده و نوشته «بالاخره خریدمش». جماعتی لایک کرده‌اند که خوش به حالت و مبارکه و …
🔸 اینها همه بُرش هایی از زندگی هستند نه تمام آن. زندگی اسلایسی! آن بخش از زندگی که دست چین می‌کنیم و به واسطه شبکه‌های مجازی به دیگران اجازه می‌دهیم آن را ببینید و بسیاری بر اساس همین «اسلایس» ما را قضاوت می‌کنند.
🔸 بسیاری از آنها که برای آن پاهای تپل دوست‌داشتنی غش و ضعف می‌روند اگر همان کودک را به آنها بدهید که ساعت سه نصفه شب بیدار می‌شود، زار می‌زند، نمی‌خوابد، پوشک‌اش نیاز به تعویض دارد، شیر می‌خواهد، خواب را از آدم می‌گیرد و …
🔸 بعید است هنوز #فقط به خاطر گازگرفتن پاهایش به او وفادار بمانند و کماکان بچه بخواهند. کودک فقط گازگرفتن نمی‌خواهد، احساس مسئولیت و مراقبت دائمی هم می‌خواهد. می‌توانید؟
🔸 این تصور که زندگی مشترک فقط آن لحظه است که بوی خوش قورمه‌سبزی در فضای خانه می‌پیچد یا مرد می‌نشیند به بافتن گیسوی زن، یک فانتزی زیباست اما وقتی عملی نمی‌شود بسیاری از همسران احساس ناکامی می‌کنند که پس چرا زن من قورمه‌سبزی نمی‌پزد؟ یا چون همسرم موهام رو نمی‌بافه پس دوستم نداره!
🔸 مردی که خسته از جدال در یک زندگی بی‌رحمانه به خانه می‌آید وb هنوز ذهنش درگیر پرخاش رئیس و ضرر و زیان ناشی از معامله و ترافیک کُشنده و بی‌ثباتی بازار و … است دل و دماغی برایش نمی‌ماند که شب هنگام وقتی می‌رسد بنشیند به بافتن گیسو!
🔸 البته که اگر این کار را بکند عجب مرد نیکویی است اما اگر هم حال و حوصله‌اش را نداشته‌باشد دلیل بر فقدان عشق و دوست نداشتن همسر نیست. آن یک عکس که دیده‌اید هم نشان خوشبختی تمام وقت آن زوج نیست. فقط یک بُرش دست چین‌شده از یک زندگی است. یک اسلایس!
🔸 فتح قله ها لذت‌بخش است اما قبل از آنکه کسی روی نوک‌کوهی فاتحانه عکس یادگاری بگیرد، باید رنج بالارفتن از آن را به جان بخرد. عرق‌ریختن، زمین‌خوردن، تحمل سرما و گرما، تاول زدن پا و … آن عکس فقط یک بُرش است. فقط یک اسلایس لذتبخش!
🔸 مردی که عکسی از سوئیچ ماشین اش را به اشتراک گذاشته هم دشواری خریدن آن را که علنی نکرده. غبطه‌خوردن به آن لحظه گرچه واکنشی طبیعی است اما شاید اگر رنج رسیدن به این موفقیت را می‌دانستیم هرگز غبطه نمی‌خوردیم. این تنها یک بُرش از زندگی مرد است. یک اسلایس نه تمام آن.
🔸 خلایق حق دارند هر اسلایسی از زندگی شان که دوست‌دارند را به نمایش بگذارند اما ما حق نداریم آن یک اسلایس را «تمام» زندگی‌شان فرض کنیم، دست به مقایسه‌اش با زندگی خودمان بزنیم و احساس ناکامی کنیم.

🍕زندگی اسلایسی می‌تواند آفت آرامش مان باشد اگر باور نکنیم که بسیاری از عکس‌هایی که می‌بینیم و حرف‌هایی که می‌شنویم تنها بُرش‌هایی گزینش شده‌اند، نه تمام آن!
▫️عصرایران

📲 @litracy_family (کانال پیام رسان سروش)

 

پ ن: مطلب کاملا کپی هستش و تولیدی در کار نیست اما چون جالب و مفید بود به صورت کامل گذاشتمش

موضوعات: دوس داشتنی, سبک زندگی, تلنگر, اجتماعی, فضای مجازی  لینک ثابت
[یکشنبه 1397-07-22] [ 11:40:00 ق.ظ ]