دوست داشتنی های من







آبان 1398
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  




جستجو




محتواها


 << < آبان 1398 > >>
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  



موتور جستجوی امین


جستجو


یک اولین تجربه جالب 2 ...

اما ادامه مطلب قبل

هفته چهل و چند

… 

بالاخره جلسه شروع شد

اعضای که پشت میز بودن قرار بود جلسه رو برگذار کنن

1. سرکار خانم معصومه توکلیدبیر و مجری جلسه (همون کارشناس مروج کتابخوانی)

2. سرکار خانم فاطمه ستوده2 دبیر مجموعه هفته چهل و چند

3. سرکار خانم نفیسه مرشدزاده3 مسئول انتشارات اطراف

 

جلسه نقد و بررسی کتاب «هفته چهل و چند»

 

خانم توکلی جلسه رو با توضیح در مورد انتشارات اطراف شروع کردن که رسالت خودش رو در بیان روایت ها میدونه4 و خانم مرشدزاده در این خصوص توضیح خواستن و ایشون توضیحاتی در این مورد دادن و بعد از خانم ستوده در مورد کتاب توضیجاتی دادن

تو همون سوالات اولیه فهمیدم موضوع کتاب چیه؛ بحث در مورد مادری بود و کتاب بیست روایت از بیست مادر از قشر متوسط جامعه به نوعی همه نویسنده (نویسنده، مترجم، ویراستار و وبلاگ نویس)  و با خودم گفتم چقدر خنگم که از عنوان کتاب متوجه نشدم «هفته چهل و چند» معمولا کی هفته ها مهمه؟ 

وقتی موضوع کتاب فهمیدم میخواستم جلسه رو ترک کنم و به کارم برسم، من و چه به مادری؟!

هم جام طوری بود که بلند می شدم بد می شد و با خودم گفتم مگه هر کتابی رو می خونم خودم توی اون فضا هستم خوندن کتاب کسب تجربه بدون انجام اون عمل هستش

پس فک کردم به عنوان یک خانم هر چند مجرد، آشنایی با تجارب و روایت های مادرانه عده ای از خانم ها خالی از لطف نیست.

موندم و حرف های جالبی شنیدم که تا حالا نشنیده بودم یا بهشون توجه نکردم.

اول این رو باید بگم که گفته شد کتاب قصد ارائه الگو رو نداره فقط در مقام بیان روایت هست و گاه در برخی روایت ها مادران راوی به اشتباهات خود اعتراف دارند.

یکی از انتقاداتی که به کتاب شد در مورد نویسندگان بود که چرا یک قشر خاص و در جواب گفته شد چون می خواستند روایت باشه و این خانم ها آشنا به نوشتن هستند روایت خودشون رو نوشتن ولی اگه افراد دیگه بودن یا باید مصاحبه می شد یا ویراستاری متن  و تبدیل ادبیات شفاهی به ادبیات مکتوب که در هر دو حالت دخل و تصرف و اندیشه و جهت گیری فرد دوم داخل در متن می شد و از روایت بی واسطه دور می شد.

نقد دیگه کم رنگ بودن یا عدم حضور پدران در روایت ها بود.

اینجا بود که بحثی باز شد در مورد  تنهای مادران امروز در تربیت فرزندان، تنهایی که گاه خود خواسته است و گاه به خاطر شرایط و کتاب این مطلب رو به تصویر کشیده

مادرانی که خود را در تربیت کودک کامل می دانند و پدر را کنار زده اند و یا پدرانی که به خاطر شرایط مالی و وظیفه تامین نیاز ها خانواده این رانده شدن را پذیرفته اند

مادرانی که به تنهایی در مورد تربیت فرزند کلاس می روند، کتاب می خوانند، به مشاوره می روند و حتی در مورد نوع برخورد پدر با فرزند هم برنامه ریزی می کنند و وقتی پدر با کود تنها است چکار کنند؟ به کجا بروند؟ چه بخورند؟ و …

در این حالت مادر یک مادر کنترل گر هست که می تواند به مرور زمان هم مادری نابود کند و هم آینده کودک را

نکته جالبی ذکر شد، این کودکان نسخه کپی مادر می شوند و عملا تک سرپرست تربیت می شوند و این مخصوصا در آینده پسران تاثیر منفی دارد، پسرانی محروم از تربیت پدر، محروم از تربیت مردانه

و این می تواند در کل برای آینده جامعه بسیار مضر باشد.

در کل جلسه جالبی بود البته چون وسیله ای برای ضبط صدا نداشتم و نت هم برنداشتم و با فاصله زمانی دارم می نویسم نکاتی که توی ذهنم مهم جلوه کرده و مونده رو دارم مینویسم البته که از منظر خودم

راستی یادم رفت بگم که کتاب به چاپ ششم رسیده

آخر جلسه از کتاب های نشر اطراف برا فروش آورده بودند بنا به محتوای جلسه وسوسه شدم کتاب موضوع جلسه رو خریدم و یک کتاب هم برای خواهرم سفرنامه یک شازده خانوم قجر از سفرش به مکه مکرمه وقتی پشت کتاب خوندم حس کردم خواهر خوره کتابم ازش خوشش میاد.

سه روز به آخر دریا

1. نویسنده و یکی از راویان  کتاب کاشوب

2. ویراستار و راوی یکی از روایت های هفته چهل و چند

3. نویسنده و مسئول انتشارات اطراف و دبیر مجموعه کاشوب، کاشوب کتاب برگزیده‌ی سومین دوره‌ی کتاب سال عاشورا (یه مطلب مستقل برا معرفی این کتاب لازم دارم) و به چاپ دهم رسیده

کاشوب

4. اولش فک کردم کتاب در مورد حدیث و روایت معصومین علیهم السلام هستش کتاب دست بعضی از مهمونا بود ولی تصویر روی جلد نشون نمی داد کتاب حدیثی باشه با خودم گفتم ظاهر بین نباش چه کنم اولین معنایی که از روایت به ذهن یه طلبه فقه و اصولی متبادر میشه حدیث معصومین علیهم السلام هستش. در ادامه توضیح که دادن متوجه شدم منظور بیان وقایع به صورت بی واسطه و روایت گونه و بدون دخل و تصرف آنچنانی هستش، به فکر خودم خنده ام گرفته بود

پ ن:  عکس جلسه رو از کانال مرکز تحقیقات زن و خانواده برداشتم
متن خبرشون:

دومین نشست از نشست‌های ماهانه نقد و بررسی ادبیات داستانی در حوزه زن و خانواده با موضوع نقد و بررسی کتاب «هفته چهل و چند» روز چهارشنبه 17 مهر برگزار شد.
در این نشست که در محل کتابخانه تخصصی مطالعات اسلامی زن و خانواده تشکیل شد، نفیسه مرشدزاده، نویسنده و مدیر انتشارات اطراف و فاطمه ستوده، دبیر مجموعه به گفت‌وگو با معصومه توکلی، کارشناس و مروج کتابخوانی پرداختند.
کارشناسان ضمن تشریح فرآیند تدوین کتاب، درباره اهمیت توجه به روایت و به‌ویژه روایت مادری، خلأهای روایتی کتاب، نقد مادری زنان در دوران جدید، فقدان نقش پدری در تربیت فرزندان و… پرداختند.

📌 کانال مرکز تحقیقات زن و خانواده در سروش
🆔 https://sapp.ir/womenrc
📌 کانال مرکز تحقیقات زن و خانواده در ایتا
🆔 https://eitaa.com/womenrc

.

 

موضوعات: دوس داشتنی, سبک زندگی, کتاب, معرفی کتاب, تلنگر, اجتماعی, فرهنگی, خانواده, امام باقر علیه السلام  لینک ثابت
[شنبه 1398-07-20] [ 10:50:00 ق.ظ ]

یک اولین تجربه جالب 1 ...

از وقتی سطح 4 قبول شدم به خاطر مدل متفاوت تر از تحصیلاتم در سطوح قبلی، تجربه های جالبی برام پیش میاد

موسسه آموزش عالي حوزوي رفيعه المصطفي

یک اولین تجربه ی شیرین جالب:

امروز1 به لطف استاد که رفتن کربلا و دوستان که کلاس دیگه رو تعطیل کردن2، کلاس نداشتیم برا همین تصمیم گرفتم کتابخونه بشینم مطالعه اولیه مقاله ام  رو شروع کنم.

یکی از محاسن محل تحصیلم داشتن دو کتابخانه3 و همجوار بودن با دفتر تهران مرکز تحقیقات زن و خانواده، هست.

موسسه آموزش عالي حوزوي رفيعه المصطفي

روز قبل اعلان جلسه نقد و بررسی کتاب دیده بودم که امروز برگذار می شد. کتابی با عنوان عجیب «هفته چهل و چند» نمی دونستم موضوعش چیه متاسفانه نت هم نداشتم ببینم که موضوع کتاب چیه؟

با وجود جهل به موضوع باز هم دلم می خواست جلسه رو شرکت کنم، از طرفی هم تردید داشتم توی ذهنم این پیش فرض بود که برای شرکت در جلسه نقد و بررسی کتاب باید قبلا کتاب را خوانده باشی

و چون کتاب را نخوانده بودم بالاتر اصلا نمی دانستم موضوعش چیه؟ عقل محترم بر حس کنجکاوی شرکت در اولین جلسه رسمی نقد و بررسی کتاب4 پیروز شد و برای شرکت در جلسه تماس نگرفتم و ثبت نام نکردم

اما باز دلم میخواست که جلسه برم و این اولین تجربه رو کسب کنه.

کتابخانه مرکز مطالعات تحقیقات زن و خانواده

صبح رفتم کتابخونه رایانه مخصوص مراجعین به نت وصل نبود و نمی تونستم کتاب جستجو کنم برا همین مسئول کتابخونه اجازه دادن از سیستم ایشون استفاده کنم.

پشت سیستم نشستم و مشغول جستجوی کتاب و مسئول کتابخونه در حال آماده سازی مقدمات جلسه نقد و بررسی کتاب

گاهی به من سر می زند توضیح می دادن و کمک می کردن و از بابت اینکه کتابخونه حالت  معمولی نداره عذرخواهی می کردن و یه بار می خواستن توضیح بدن که علت این غیر معمول بودن اوضاع کتابخونه چیه و من به اشتباه فک کردم دارن خبر جلسه نقد بهم می دن و پرسیدم: می خواستم بدونم منم می تونم شرکت کنم؟ با خوش رویی گفتن می تونم شرکت کنم.

بالاخره کتابای که احتمال می دادم مطلب به درد بخوری برای مطالعه داشته باشه رو توی دفترم ردیف کردم و برای شروع چند تاشو به کمک مسئول کتابخونه پیدا کردم و شروع کردم به خوندن

کم کم مهمونای جلسه می اومدن  توی قسمتی5 که برای جلسه آماده شد بود با هم حرف می زدن و حواس من هم به جای تمرکز رو مطالعه ام می رفت سمت بحث اونا

خب از نوع حرف زدنا معلوم بود که افراد با هم آشنا هستن و من یه غریبه کامل که هیچ کس نمی شناختم و به قول معروف هنوز یخم باز نشده نه توی کتابخونه و نه توی مدرسه6، برا همین سعی می کردم تمرکز روی مطالعه ام باشه ولی مگه می شد

مهمانان محترم هم با وجود تذکر مسئول کتابخونه به بحث شیرینشون ادامه می دادن گاهی هم بعضی از مهمونا می اومدن قسمتی که من نشستم کتابا رو نگاه می کردن تا اینکه بالاخره جلسه شروع شد و من هم دست از مطالعه نصف و نیمه ام کشیدم رفتم تو جلسه نشستم

 

1. متن برا چهارشنبه ساعت هشت  شب، وقتی ترمینال منتظر اتوبوس بودم هست

2. البته با هماهنگی آموزش 

3. یکی کتابخانه رفیعه المصطفی و دیگری کتابخانه مرکز تحقیقات زن و خانواده 

4. معمولا نقد کتاب خونده بودم تا اینکه در جلسه نقد و بررسی حضور داشته باشم. برای همین تجربه شرکت در جلسه نقد و بررسی کتاب به این شکل را نداشتم با حضور ناشر، نویسنده و  کارشناس مروج کتابخوانی (عنوان عجیبی که تا به حال نشنیده بود) 

5. قسمت می گم فک نکنین جای بزرگی بود نه با قفسه کتاب فضای موجود به دو بخش تقسیم کردن قسمتی برای مطالعه و قسمتی هم که برا مسئول کتاب خونه بود و صندلی های جلسه چیده شده بود 

6. نمی دونم کی تصویب کرده واژه غریب و نامأنوس موسسه آموزش عالی حوزوی یا مرکز تخصصی در مورد مدارس سطح 3 و سطح 4 استفاده کنن، من احساس غریبگی می کنم. کلمه مدرسه چش بود مثلا می گفتیم مدرسه علمیه سطح 4 یا مثلا مدرسه رفیعه المصطفی

پ ن: فک کنم متن خیلی طولانی شده باقی مطلب و اینکه جلسه چطور بود و کتاب چی بود بمونه برا مطلب بعدی

پ ن2: امان از نبود امکانات مجبور شدم همه عکسا رو از نت بردارم در مورد عکس کتابخانه مرکز مطالعات نمی دونم درست یا نه ولی گوگل این عکس بهم داد

موضوعات: دوس داشتنی, سبک زندگی, کتاب, معرفی کتاب, اجتماعی, فرهنگی  لینک ثابت
[جمعه 1398-07-19] [ 03:09:00 ق.ظ ]

دست بر سینه رو به کرب و بلا ...

سقای کربلا

شب تاسوعا است اکثر شیعیان و محبان اهل بیت علیهم السلام برنامه می ریزند و تلاش می کنن مساجد و هیئات برن و برای سقای کربلا عزاداری کنند مثل شب های قبل و البته پر شورتر

اما این شب ها هستن کسایی که نمی تونن برن بعضیا شیفت کاری دارن بعضیا اسیر بیماری و بعضیا پرستار بیمار بعضیا هم به خاطر تنهایی و بی کسی شبا نمی تونن برن هیئت  مثل پیرمرد و پیرزن های تنها، بچه های تنها و بی کس

خلاصه این شبا به فکر بقیه باشین کسایی که دلشون هیئت و خودشون نه

 

علمدار کربلا

السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِيعُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ سَلَّمَ السَّلامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ وَ بَرَكَاتُهُ وَ مَغْفِرَتُهُ وَ رِضْوَانُهُ وَ عَلَى رُوحِكَ وَ بَدَنِكَ


سلام بر تو اى بنده شایسته فرمانبر خدا و رسول خدا، و امیر مؤمنان و حسن و حسین درود خدا بر آنان باد، سلام و رحمت خدا و برکات و مغفرت و رضوانش بر تو بر روان و تن تو (فرازی از زیارت زیارت حضرت عباس علیه السلام)

 

پ ن: عکس نوشته مطلع یه شعر زیبا در مورد حضرت عباس علیه السلام هست خواستین بخونین صفحه دوم

صفحات: 1 · 2

موضوعات: دوس داشتنی, دعا, سبک زندگی, نمامتن, امام حسین علیه السلام, اهل بیت علیهم السلام, عکس, محرم, شعر, خانواده  لینک ثابت
[یکشنبه 1398-06-17] [ 11:37:00 ب.ظ ]

آیین و آرمانیوه قوربان اولوم حسین ...

شب چهارم محرم

سال ها پیش یه تابستونی برای دوره ای مهمون جامعةالزهراء بودیم

یه تعداد از طلاب خارجی که تابستون برنگشته بودن کشورشون هم خوابگاه بودن

یه شب برنامه فرهنگی داشتیم این خانم های خارجی هم مهمون جمع مون شدن یکی از خانم های پاکستانی هم اون شب مداحی کرد البته به زبان خودشون هیچی ازش نمی فهمیدیم جز اسامی که توی مداحی بود و کلامش چنان سوز داشت که اشک همه رو در آورد و می تونم بگم اونجا مفهوم دو عبارت «همدلی از همزبانی بهتراست» و «هر چه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند» به عینه درک کردم.

چرا اینا رو گفتم؟ دیشب یه مداحی شنیدم به نظرم فوق العاده و پر سوز ولی به زبان ترکی (آذری)

و صد البته دلنشین شما هم از باب همدلی و جوشیدنش از دل یه شاعر و یه مداح گوش کنید

اگه اشکی بود و سوزی من رو هم دعا کنید

آیین و آرمانیوه قوربان اولوم حسین

 

بامداحی:حـــــاج‌مــهـدی‌رســولـی

شــــب‌چهارم‌مــحـرم‌الـحــرام ‌1441

سه‌شنبه 12شـــهـریـورمـــــاه 1398

 

متن شعر مداحی و ترجمه شعر

 

دوستان عزیزم به اینکه توجه کنید که ترجمه از من هستش پس ایراد و اشکالش به بزگواری خودتون ببخشین

و نکته بعدی اینکه شعر این مداحی شعر بلندی هست از شاعری به نام «انور اردبیلی» متن کامل شعر رو هم در ادامه به صورت فایل میذارم 

در این متن اشکالات ترجمه ام زیاد چون من زبان ترکی نوشتاری آشنا نیستم و برای همین هم بعضی کلمانت برام سخت بودن متوجه نمیشدم اون قسمتی از متن که مداح خونده راحت تر بود ولی قسمتی که نخوندن سخته  

در کل تا جایی که بلد بودم ترجمه کردم 

 

متن و ترجمه آیین و آرمانیوه قوربان اولوم حسین

پ ن1: دوستان اگه بخواین متن و ترجمه مداحی همین جا ببینین صفحه دوم مراجعه کنین

پ ن2: دوستان اگه بخواین متن و ترجمه شعر «آیین و آرمانیوه قوربان اولوم حسین» همین جا ببینین صفحه سوم مراجعه کنین

صفحات: 1 · 2 · 3

موضوعات: دوس داشتنی, سبک زندگی, امام حسین علیه السلام, محرم, شعر  لینک ثابت
[پنجشنبه 1398-06-14] [ 02:58:00 ق.ظ ]

میشه آدم ها رو شناخت؟ ...

چند ماه پیش از کسی دلخور بودم مطلب «بدترین دوستان» نوشتم و فرداش مطلبی که امروز منتشر می کنم، نوشتم؛ کامل نبود و دلم نمی اومد کامل کنم و این مدت کوثرنت با امیل های مکرر می گفت فلانی بیا تکلیف این مطلب منتشر نشده مشخص کن و منم امیلاشون حذف می کردم البته باز نکرده

و دیشب یه جورایی دلم خواست کاملش کنم و منتشرش کنم ولی برای پیدا کردن عکس و درس کردن نما متن تا الان طول کشید.

دقت مطلب مال چند ماه پیشه و اما مطلب:

 

دیروز توی اینستاگردی یه استوری دیدم که فکرم مشغول کرده

نوشته بود (نقل به مضمون اصلش یادم نیس) آدما رو تو شرایط مختلف میشه شناخت نه با حرف یا عملشون (رفتارشون) حرف می تونه دروغ باشه و عمل می تونه بازی باشه ولی تو شرایط مختلف خشم، خوشحالی، غم و … (مخصوصا اگه یهویی باشه) امکان دروغ و نقش بازی کردن گرفته میشه خود واقعی فرد ظاهر میشه

 

شناخت اطرافیان و دوستان یکی از مسائلی هست که همیشه ذهن آدما رو درگیر میکنه

گاهی فک می کنیم کسی رو  شناختیم اما بعد مدتی می بینیم نه تنها شناختمون درست نیست که طرف عکس اون چیزی که ما فکر می کردیم

وقتی منابع دینی یا روانشناسی ورق میزنیم، می بینیم در این مورد مطالبی هست تا انتخاب دوست و همنشین به بهترین شکل ممکن اتفاق بیفته

بنا به گفته منابع دینی این همنشینی و دوستی بهمون کمک کنه تا به خدا نزدیک تر بشیم

یا روانشناسی بتونه به آرامش و احساس رضایت از زندگیمون کمک کنه و حس بهتری با وجود این دوستمون پیدا کنیم لب مطلب برامون مفید باشه

چند مطلب خوندم در مورد شناخت دوست، جالب بودن و لب مطلبشون آزمایش فردی بود که برا دوستی انتخاب می کنیم.

آزمایش در زمینه های مختلف تا آسیب های احتمالی از افراد بهمون در این  زمینه ها وارد نشه

1ـ آزمايش روحی

2ـ آزمودن به گاه نياز

3ـ آزمودن علاقه دوست به برقراری پيوند نزدیک تر

4ـ آزمودن در سختی ها

5ـ آزمودن به هنگام خشم

6ـ آزمودن در سفر

7ـ آزمودن به هنگام زوال قدرت

اون سه مطلب:

1. مطلب اول

2. مطلب دوم

3. مطلب سوم 

در این سه مطلب از احادیث معصومین علیهم السلام استفاده شده

 

اما در چند مطلب دیگه هم نکات کلی در ارتباط با افراد بود که شاید مفید باشه

اول. توجه به ظاهر افراد، لباس پوشیدنش (تمیز یا کثیف، مرتب یا نامرتب، در شأن فرد هست یا نه، قصد خودنمایی داره چه مثبت جه منفی و …)، حالت چهره و حرکات بدن و …

 

دوم. آیا خشم یک رفتار مکرر در فرد موردنظر هست یا مهربانی رفتار غالبش هست؟

سوم. مسئولیت پذیر بودن و قبول مسئولیت در اشتباهات 

چهارم. در چالش قرار دادن فرد، در موقعیت های غیر منتظره قرار دادن تا برخورد غیر برتامه ریزی شده فرد ببینید

پنجم. توجه به برخورد فرد با دیگران با افراد (زیر دست یا بالا دست، فقیر یا ثروتمند و …)

ششم. توجه به واکنش فرد نسبت به رفتار و حالات دیگران (خشم، خوشحالی، غم و …) 

هفتم. آیا فرد تنبل هست یا فعال با پشتکار

هشتم. آیا فرد مثبت اندیش و خوش بین هست یا منفی نگر و بد بین

و …

 

برای این مطالب کلی که گفتم تو نت مطالب زیادی هست که از بعضی جمع بندی کردم

مطلب من بیش از حد خلاصه و بدون توضیح 

فقط بدونیم افرادی که برای ارتباط و دوستی انتخاب می کنیم به مرور زمان روی ما تاثیر دارن و ما چیزهایی خواسته یا ناخواسته از اونا یاد می گیرم  و این تاثیر ها تنها روی ما و شخصیت ما اثر گذار نیستن بلکه این رفتارهای متاثر از اون افراد به خانواده و اطرافیانمون هم سرایت می کنه و اونا رو هم درگیر خواهد کرد

 «با شخص شریر (بدکار) مصاحبت مكن، زیرا طبع تو، شر و بدی را از طبع او می‏دزدد و تو نمي‏داني»

«لاَ تَصْحَبِ اَلشَّرِيرَ فَإِنَّ طَبْعَكَ يَسْرِقُ مِنْ طَبْعِهِ وَ أَنْتَ لاَ تَدْرِي»

مصاحبت با افراد بدکار

 

 در خصوص جمله قصار بالا، بعضی جاها به عنوان حدیث از مولا علی علیه السلام آورده بودن از کتابی به اسم آثار الصادقین صادق، احسان بخش، ج 10، ص 520. ولی من این کتاب پیدا نکردم و در جامع الاحادیث گشتم به عنوان حدیث پیدا نکردم ولی در کتاب مجموعة ورّام، ج 2، ص 15 به عنوان کلام حکماء آوردن 

 

مصاحب الشریر

 

پ ن 2: خودمم قبول دارم تصاویر یه کم ترسناک شدن

پ ن 3: در خصوص جمله قصار بالا سوال از پرسمان دانشجویی سوال کردم که پاسخ در صفحه دوم هست؟

صفحات: 1 · 2

موضوعات: حدیث, دوس داشتنی, سلامت, سبک زندگی, نمامتن, اهل بیت علیهم السلام, امام علی علیه السلام, تلنگر, اخلاق, اجتماعی, فرهنگی, خانواده, سیاسی  لینک ثابت
[جمعه 1398-06-01] [ 12:12:00 ب.ظ ]


1 3 4