دوست داشتنی های من







بهمن 1398
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    




جستجو




محتواها


 << < بهمن 1398 > >>
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



موتور جستجوی امین


جستجو


یک اولین تجربه دیگه و یک آرزوی برآورده شده ...

یک اولین تجربه دیگه و یک آرزوی برآورده شده
خیلی وقته آرزو داشتم پشت سر رهبر انقلاب نماز بخونم تا حالا نشده بود دیدار مردمی هم که رفته بودم خب اون هم وقت نماز برگذار نمیشه
ولی به لطف سطح چهار خوندن و فصل امتحانات تهران بودم نماز جمعه رو شرکت کردم شور و هیجان مردم شعار هاشون همدلیشون دقت شون موقع خطبه خوندن رهبرف خانمایی که اولین بار بود نماز جمعه اومده بودن سوالشون از نحوه خوندن نماز بچه های کوچیک توی کالسکه ها و بغل پدر مادرشون سردی هوا وموندن مردم حتی زیر بارش گاه و بی گاه برف، صدای مزاحم بالگرد
همه و همه تجربه اول و زیبایی بودن
اما خودم، سرد بود و گاهی برف می اومد منم بی تجربه نه زیر اندازی برده بودم نه چادر نمازی (می خواستم ببرم هم نداشتم) رو موکت توی محوطه مصلی رو اسفالت یخ زدم گاهی کیفم زیر پاهام گذاشتم دیدم نشد دفترچه چیک نویسی تو کیفم داشتم نصفش کردم و زیر پام گذاشتم آخر سر هم ازدحام جمعیت جلوی مترو و منی که جز با مترو تهران جایی بلد نیستم برم (گوشیم اندروید نیست نمی تونم از نقشه های آنلاین استفاده کنم) دل به دریا زدم سوار اتوبوسهای که دم در شماره 9 بودن سوار شدم تا یه ایستگاه متروی فک کنم سر سبز و بعد چند بار خط عوض کردن اشتباه رفتن رسیدم خوابگاه خسته و کوفته خوابیدم

البته بگم صبح رسیدم رفتم نماز صبح مسجد 72 تن نزدیک ترمینال آزادی (غرب) خانمای بودن از شهرای اطراف تهران اومده بودن یا از قزوین برای شرکت در نماز جمعه و اونا بعد نماز صبح حدود هفت راه افتادن طرف مصلی ولی من اومدم خوابگاه و وسایل جابجا کردم و ساعت ده با مترو رفتم

در کل حس و حال و روحیه خوبی دارم هم به خاطر شرکت در نماز جمعه هم دیدن حضور و شور مردم و هم حرفای رهبر
هر جند امتحان اصول نخوندنم و یادم میاد یه خورده قلقلکم میده ولی عالی بود می تونم بگم از سطح چهار قبول شدنم این همه شاد نشده بودم که امروز شاد شدم و شاکرم خدا رو به خاطر این نعمت واقعا حس خوشبختی دارم

برای ثبت در تاریخ جزوه اصولم هم باهام بود
یه عکسم خواستم از دونه برف های رو چادرم عکس بگیرم که به خاطر کیفیت پایین دوربین گوشیم خوب نشده


1579280839dsc00054.jpg

1579280840dsc00057.jpg

1579280838dsc00056.jpg

موضوعات: دوس داشتنی, جهان اسلام, نماز, سبک زندگی, بیانات مقام معظم رهبری, عکس, بیانات مقام معظم رهبری, اجتماعی, فرهنگی, اقتصادی, سیاسی, امام حسن عسکری علیه السلام  لینک ثابت
[شنبه 1398-10-28] [ 11:32:00 ق.ظ ]

شیعه آزاده یوخ بیز ...

شیعه آزاده یوخ بیز
ما شیعه آزاده ایم

شیعه آزادیوخ بیز جبهه لرده اسله دوخ
ما شیعه آزاده ایم در جبهه ها بودیم


تورک اولاخ یا فارس اولاخ یا که عرب بیز باهموخ
ترک یا فارس یا عرب همه باهمیم

رنگ و ملیت نژاد و دیل بلمز بیزلری
رنگ، ملیت، نژاد و زبان ما را از هم جدا نمی کند

فخریمیز تنها بودور بیز حافظ بیر پرچموخ
افتخار ما تنها این است که حافظ یک پرچمیم

بیزه هر گون – عاشورادی
برای ما هر روز عاشورا است

کل ارض کربلادی
کل ارض کربلا

تا واردی اهل بصیرت – آذربایجان اویاخدی
تا زمانی که اهل بصیرت هستند آذربایجان بیدار است

پا به پای بو ولایت – آذربایجان اویاخدی
پا به پای ولایت آذربایجان بیدار است


پیرو راه شهید بی کفن دور شیعه لر
شیعه پیرو شهید بی کفن است

ظلم اولا هرزه علف بیل ریشه کن دی شیعه لر
ظلم علف هرزه ای است که شیعه آن را ریشه کن می کند

فرقه گر لر بیزلری تفکیک ائدمزلر بو گون
امروز فرقه سازها نمی توانند ما را از هم جدا کنند

باش بدنن آیری قالماز بیر بدندی شیعه لر
سر از تن جدا نمی ماند، شیعیان یک پیکرند

بو وحوت و – بو انسجام
این وحدت و انسجام

یعنی راه – سرخ امام
یعنی راه سرخ امام

تحت امر رهبرینده – آذربایجان اویاخدی
تحت امر رهبرشان آذربایجان بیدار است

قرخ ایلدی سنگرینده – آذربایجان اویاخدی
چهل سال است که آذربایجان بیدار است

تا واردی اهل بصیرت – آذربایجان اویاخدی
تا زمانی که اهل بصیرت هستند آذربایجان بیدار است

پا به پای بو ولایت – آذربایجان اویاخدی
پا به پای ولایت آذربایجان بیدار است


بو هدف اهل جهانه بیقراریلر وئروب
این هدف جهان را بی قرار کرده

بو علمدارین الی مظلومه یاریلر وئروب
دست این علمدار مضلومان را یاری کرده است

آیریلانماز مکتبونن چون بو قانلی نهضته
از این مکتب نمی تواند جدا شود زیرا که برای این نهضت خونین

آذریلر باکری و شهریاریلر وئروب
آذری ها باکرها و شهریاری ها داده اند

وقت نبرد – آذریلر
در وقت نبرد آذری ها

سسلنوبلر – حیدر حیدر
فریاد میزنند حیدر حیدر

باتسا قلبی رنج و درده – آذربایجان اویاخدی
اگر قلبش پر از درد و رنج شود آذربایجان بیدار است

بو فتنه لی گجه لرده – آذربایجان اویاخدی
در این شب های فتنه آذربایجان بیدار است

تا واردی اهل بصیرت – آذربایجان اویاخدی
تا زمانی که اهل بصیرت هستند آذربایجان بیدار است

پا به پای بو ولایت – آذربایجان اویاخدی
پا به پای ولایت آذربایجان بیدار است

1575036062bc953c61080ee89cb49e61906db0a6fa.mp3

موضوعات: دوس داشتنی, هنر, سبک زندگی, شعر, شهداء, شعر, اجتماعی, فرهنگی, امام باقر علیه السلام  لینک ثابت
[جمعه 1398-09-08] [ 05:54:00 ب.ظ ]

آرزو می کنم بعضی تجربه ها رو هیچ وقت تجربه نکنبن!!! ...

سال 91 که زلزله شد تابستون بود مرداد ماه، ماه رمضون

بعد از ظهری داشتیم استراحت می کردیم که شب بریم برای مراسم قدر سوم

زلزله شد و همه ریختیم بیرون البته حیاط خونه مردم تو کوچه بودن سر و صدا، تلفن ها یهو قطع شد موبایل، خط ثابت، نمی تونی از عزیزانت، خانواده ات خبر بگیری  بعضی قسمت ها خونه ترک برداشته بوده این ترست بیشتر می کرد نکنه فلان عزیز، فامیل، آشنا که خونه اش قدیمیه ریخته باشه

الان که می نویسم ترس و اضطراب و گریه باهامه بعد این همه سال 

وقتی اعصاب ها اروم شد و ترس کمتر شد چون خط موبایل ها شلوغ بود و نمی شد تماس گرفت از صد تا تماس یکی می گرفت؛ سر زدن به آشنایان که نزدیکن، گوش دادن به رادیو برای اینکه بفهمی چی شده، دید زدن صفحات نت شروع شد اضطراب مردم توی کوچه و خیابون از بی خبری از عزیزانشون

ماشین های اطلاع رسان که توصیه های ضروری انجام می دادن، پس لزره های اعصاب خورد کن، شایعات سوهان روح، اخبار  غمگین و ناراحت کننده ویرانی های روستا ها، فوت افراد، ماشین های که وسائل ضروری می آوردن، خبر  دلگرم کننده همراهی یه ملت 

یک هفته به توصیه ستاد بحران بیرون از خونه موندیم چون پس لرزه ها زیاد بودن و ریز و درشت  شبا رو تو کوچه می موندیم یا چادر یا ماشین جلو خونه

نصف شب شایعه شکستن سد و تهدید سیل 

بعد صدای بلندگوها که این شایعه است برا فرار مردم از شهر و دزدی 

ما خونه مون حیاط داشت روزا تو حیاط بودیم شبا تو کوچه جلو خونه کوچه بزرگ هستش

ولی مردمی که خونه آپارتمانی داشتن یا حیاط کوچیک  مجبور بودن توی بلوار ها، حیاط مدارس، سالن های ورزشی و پارک ها بمونن فاصله از خونه ترس و اضطرابشون بیشتر بود رفت و آمد بین محن اسکان و خونه

این وسط باورن تو مردادماه هم قضیه رو جالب می کرد آب گرفتن چادر ها 

زلزله اهر

زلزله اهر

روزای اخر هفته من با هر پس لرزه میزدم زیر گریه 

حالا این وسط بعضیا زنگ میزدن چندتا نماز آیات بخونیم؟ پس لرزهم نماز آیات داره یا نه؟اون موقعی که مثلا خواب بودیم بهمون گفتن باز پس لرزه اومده بخونیم؟ لرزهایی که شدید بودن فقط بخونیم یا اونایی که شدید نبودن؟ اگه ترسیدیم بخونیم یا نه؟ …

اون سال تا اسفند ماهش حدود پنج هزارتا پس لرزه داشت حالا حساب کنید تعداد نماز آیاتی که باید بخونی تو ترس و اضطراب نه میدونی چند تا زلزله و پس لرزه رو حس کردی یا اصلا چند تا نماز خوندی؟!

 

نماز آیات زلزله

خلاصه همه اینا رو گفتم بگم که هر وقت زلزله میشه انگار همه اون استرس ها و اضطراب ها و دردها هجوم میارن سراغم انگار خودم وسط اون زلزله ام
واقعا از عمق وجودم درکشون می کنم با درداشون گریه می کنم،

بهشون تسلیت می گم و از الان اضطراب برف و سرمای زمستون هم برای مناطق زلزله زده جدید و هم اونایی که از زلزله کرمانشاه اسیب دیدن و هنوز سروسامان نگرفتن دارم

میدونم شرایط اقتصادی سخته، مشکلات زیاده ولی اینم میدونم مردم ایران همت بلندی دارن و هیچ وقت همدیگه رو تنها نمیذارن

دعا کنیم مشکلات به خوبی تموم بشن و خدا به خانواده های داغ دیده و آسیب دیده صبر جمیل بده و کمکشون کنه از این مرحله سخت زندگی هم به درستی رد بشن

و دعا می کنم و امیدواریم مسئولین به بهترین شکل ممکن شرایط را برای عادی سازی زندگی مردم در مناطق زلزله زده فراهم کنند

 

زلزله میانه

پ ن 1: معذرت میخواستم تسلیت بگم ولی شد خاطره گویی

پ ن 2: امیدوارم دیگه هیچ کس (چه اونایی که تجربخ اش کردن چه اونایی که تجربه اش نکردن) مزه این حلوای تن تنانی نچشن

موضوعات: سبک زندگی, نمامتن, احکام, عکس, اهر, عکس, اهر, اجتماعی, فرهنگی, اقتصادی  لینک ثابت
[شنبه 1398-08-18] [ 09:49:00 ق.ظ ]


 
 

 
 
خبرگزاری کوثرنیوز